یعنی چه
این عبارت در اصل یک صفت مرکب در زبان فارسی است که به شخص بسیار مقتدر، نیرومند و باابهت حاکم بر امور گفته میشود. در گذشته از القاب شاهان بوده و امروزه مجازاً برای اشاره به قدرت بیرقیب، ابرقهرمانها یا صاحبان قدرت مطلق به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی به صورت «قَدَر قُدرَت» (Ghadar-Ghodrat) است که از دو بخش با ریشه عربی تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات جدول کلمات، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف (۷ حرف با احتساب فاصله یا سرهم) معمولاً خود واژه یا مترادفهای آن مانند مقتدر و جهاندار است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم اصطلاح قدر قدرت از واژگانی استفاده میشود که بر قدرت مطلق و بیحدومرز دلالت دارند.
به عربی
ترکیب دوتایی «قدر قدرت» به این شکل در زبان عربی معاصر وجود ندارد و برای رساندن این معنا از واژههای مقتدر یا ذو قدرت عظیم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و واژگان جایگزین فارسی این صفت شامل مقتدر، والامقام، صاحباختیار، جهاندار و قویشوکت هستند که همگی بر میزان بالای توانایی فرد دلالت میکنند.
در قرآن
ترکیب تنسیقی و دوتایی «قدر قدرت» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، اجزای سازنده آن یعنی «قَدَر» (به معنی اندازه و سرنوست) و واژگان همریشه قدرت مانند «قادر» و «قدیر» بارها به عنوان صفات الهی در آیات تکرار شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل قدر قدرت
واژه «قدر قدرت» یک صفت مرکب اتباعی و ترکیبی در زبان فارسی است که ریشه تاریخی و دیوانی دارد. این اصطلاح از ترکیب دو کلمه عربی «قَدَر» (به معنی سرنوشت و اراده الهی) و «قُدْرَت» (به معنی توانایی) شکل گرفته و در فرهنگ سیاسی و مکتوبات قدیم، به عنوان لقبی تجلیلآمیز برای پادشاهان و فرمانروایان (مانند اعلیحضرت قدرقدرت) به کار میرفته است تا نشان دهد اراده و توانایی آنها با قضا و قدر همتراز است.
امروزه کاربرد این کلمه از قالب القاب رسمی شاهانه خارج شده و جنبه مجازی و کنایهای پیدا کرده است. مردم در گفتگوهای روزمره یا متون ادبی از این اصطلاح برای توصیف افراد بسیار سلطهگر، مقتدر، ابرقهرمانها یا هر نهاد و قدرتی که رقیبی برای خود نمیبیند، استفاده میکنند. نمادهای سنتی حاکمیت مانند تاج، تخت پادشاهی، شیر و عقاب با مفهوم مادی این واژه گره خوردهاند.