یعنی چه
واژه «مفید» در نقش صفت به کار میرود و به معنای سودمند، بافایده، بخشندهٔ فایده، نافع و اثرگذار است. در اصطلاح منطق و لغت نیز به کلام یا لفظی که معنای محصلی را به مخاطب برساند (در برابر مهمل)، مفید میگویند.
مترادف
واژههایی که با مفید هممعنی هستند و مفهوم سود رساندن و اثر مثبت را میرسانند.
متضاد
کلماتی که مفهوم ضد فایده و سود، یعنی ضرر رساندن یا بیاثر بودن را تداعی میکنند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه سه حرفی «ف ی د» مشتق شدهاند و با مفید قرابت معنایی و ساختاری دارند.
ریشه
این واژه عربی است. از نظر صرفی، اسم فاعل از باب افعال (إفعال) است که از ریشهٔ سهحرفی «ف ی د» (فادَ / یُفیدُ) مشتق شده است و در اصل به معنای «سود رساندن و بهره دادن» است که پس از ورود به زبان فارسی، معنای اصلی خود را حفظ کرده است.
جمله سازی
تفلظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی با ضم میم و کسر فاء به صورت [مُفید] (mufīd) میباشد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «مفید» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون سودمند یا بافایده کاربرد دارد و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای زبان انگلیسی برای بیان مفهوم کارآمدی و سودمندی.
به عربی
معادلهای دقیق واژه مفید در زبان عربی که خود ریشه این کلمه در فارسی است.
جمعبندی و توضیح کامل مفید
واژه مفید یکی از صفات پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و به هر چیز، شخص یا کلامی اطلاق میشود که دارای اثر مثبت، بازدهی مطلوب و ارزش عملی باشد. این کلمه در زبان روزمره و ادبیات رسمی نمادی از خیر، رشد، برکت و کارآمدی است و در مقابل مفاهیمی چون ضرر، زیان و بیهودگی قرار میگیرد.
در اصطلاحات عامیانه و ادبی، ترکیبهایی نظیر «مختصر و مفید» نشاندهنده ارزش بالای بهرهوری همراه با ایجاز است. اگرچه خود واژه مفید به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم ریشهای آن در قالب کلماتی همخانواده مانند منافع به فراوانی برای توصیف نعمتهای الهی به کار رفته است. پدیدههایی مانند باران، کتاب و درخت بارور در ادبیات استعاری معمولاً به عنوان نمادهایی مادی از یک مفهوم مفید شناخته میشوند.