معنی
این واژه صفتی مشبهه است و به معانی گوناگونی از جمله شیء ضخیم و کلفت، مایع غلیظی که از روانی ایستاده باشد، و همچنین انسان حلیم، بردبار و باوقار به کار میرود.
یعنی چه
در تعبیر عامیانه و ادبی، وقتی چیزی را ثخین مینامند یعنی آن چیز دارای عمق، ستبری یا غلظت زیادی است و در برابر نازکی یا رقت قرار دارد.
مترادف
واژههای فوق در متون کهن و معاصر به عنوان کلمات هممعنی با این واژه به کار رفتهاند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حالت مقابل ستبری، غلظت و سختی هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از یک ریشه اشتقاق یافتهاند و مفاهیمی چون کلفتی، ضخامت و استواری را میرسانند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و به عنوان یک صفت ادبی و رسمی وارد زبان فارسی شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حرف اول (ثَ) صورت میگیرد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه ۴ حرفی ثخین به عنوان پاسخ طراحان برای راهنمای 'ضخیم' یا 'ستبر' استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به ترکی
در زبان ترکی برای بیان مفهوم ستبری از کالین و برای غلظت مایعات از یوغون استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل این واژه در زبان فارسی کلماتی چون ستبر و کلفت هستند.
نماد چیست
این واژه صرفاً یک صفت توصیفی برای ابعاد فیزیکی، حالت مایعات یا ویژگیهای اخلاقی است و نماد فرهنگی یا اسطورهای خاصی برای آن ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل ثخین
واژه ثخین یک صفت مشبهه با ریشه عربی است که وارد ادبیات فارسی شده و برای توصیف ویژگیهای فیزیکی اجسام و مایعات به کار میرود. این کلمه در اصل به معنای ستبر، کلفت و غلیظ است؛ یعنی هر چیزی که از نظر ضخامت فراوان باشد یا مایعی که از حالت روانی خارج شده و سفت شده باشد را میتوان ثخین نامید. علاوه بر کاربردهای مادی، این واژه در توصیف صفات انسانی نیز به کار رفته و به معنای فردی بردبار، صبور و باوقار استفاده میشود.
اگرچه خود واژه ثخین در متن قرآن کریم نیامده است، اما مشتقات فعلی آن مانند اثخان به معنی مغلوب کردن، پابرجا شدن و سخت نیرومند شدن در آیاتی از سورههای انفال و محمد به کار رفته است. در حل جدول کلمات متقاطع، این کلمه چهار حرفی به عنوان پاسخی دقیق برای مفاهیمی چون ضخیم، محکم یا ستبر شناخته میشود و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و ترکی نیز معادلهای مستقیمی نظیر Thick و Kalın دارد.