یعنی چه
ور افتادن در زبان فارسی به معنای نابود شدن، منقرض شدن، از بیخ برکنده شدن و همچنین از رونق افتادن و دِمُده شدن یک کالا، رسم یا باور است. این واژه در واقع صورت محاورهای و عامیانهتر فعل «برافتادن» است.
تلفظ
این واژه به صورت وَر اِفْتادَن (var-eftādan) تلفظ میشود که از پیشوند عامیانه «وَر» و فعل «افتادن» تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما کلمه «ور افتادن» است که دقیقاً ۸ حرف دارد. معادلهای دیگر آن مثل برافتادن نیز میتوانند کارساز باشند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم ور افتادن در انگلیسی بسته به متن از عباراتی چون Out of fashion (برای مد و لباس) یا Die out و Obsolete (برای رسوم و واژهها) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی کلماتی مانند انقراض برای نابود شدن ریشه کلمه و اندراس یا بطلان برای از رونق افتادن قوانین و رسوم به کار میروند.
نماد چیست
کلمه ور افتادن معرف یک مفهوم انتزاعی از زوال، نابودی یا فراموشی تدریجی است؛ به همین دلیل نماد تصویری یا مادی مشخصی در فرهنگ عامه برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل ور افتادن
واژه «ور افتادن» یکی از اصطلاحات اصیل و عامیانه زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند پهلوی «وَر» (به معنی بر و بالا) و فعل «افتادن» ساخته شده است. این عبارت در حقیقت دگرگونشده و شکل روانتر فعل «برافتادن» در کلام روزمره مردم است و دو جنبه معنایی عمده دارد: یکی نابودی و ریشهکن شدن کامل یک جریان یا نسل، و دیگری از رونق افتادن و دِمُده شدن یک رسم، ابزار یا شیوه زندگی.
این اصطلاح در ادبیات عامه و ضربالمثلهای ایرانی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در مصراع معروف «با آل علی هر که درافتاد، ورافتاد» به زیباترین شکل ممکن برای نشان دادن عاقبت نابودی و اضمحلال مخالفان به کار رفته است. در مجموع، این واژه پویایی زبان فارسی در تبدیل افعال رسمی به ساختارهای روان محاورهای را نشان میدهد.