یعنی چه
واژه دماره (یا دمار) در اصل به دو معنای متفاوت به کار میرود؛ در ریشه عربی به معنای ویرانی، هلاک کردن، زوال و تباهی است که در اصطلاحاتی مانند «دمار از روزگار کسی درآوردن» دیده میشود. در ریشه ترکی و برخی گویشهای محلی نیز به معنی رگ، پی، نفس یا چوب میان برگ توتون استفاده میشود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتح دال و ميم ممدود به صورت «دَمارِه» یا «دَمار» تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع با مفهوم نابودی، هلاک یا رگ، واژه «دماره» با ۵ حرف یا «دمار» با ۴ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به ریشه و کاربرد کلمه، معادلهای انگلیسی آن متفاوت است.
به عربی
در زبان عربی از ریشه (د-م-ر) برای مفاهیم مرتبط با ویرانی و مجازات الهی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی این واژه به معنی رگهای بدن یا ریشهها و خطوط داخل برگ گیاهان است.
به فارسی
برگردان و معادلهای مستقیم این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون ویرانی، انقراض، رگ و بقایای جان به لب رسیده است.
جمعبندی و توضیح کامل دماره
واژه «دماره» یا شکل رایجتر آن «دمار»، یک کلمه با دو ریشه و اصالت متفاوت در فرهنگ زبانی ایران است. از یک سو در ریشه عربی (د-م-ر) به معنای هلاک، زوال، نابودی و تباهی کامل به کار میرود که همخانوادههای آن مانند «تدمیر» در قرآن کریم نیز برای توصیف عذاب و ویرانی قومهای گذشته آمده است. در ادبیات فارسی کنایه «دمار از کسی برآوردن» دقیقاً از همین ریشه و به معنای روزگار کسی را سیاه کردن یا او را به مرز نابودی کشاندن است.
از سوی دیگر، این واژه در ریشه ترکی (دامار) معنایی کاملاً متفاوت یافته و به معنای رگ، پی، یا چوب میان برگ توتون و تنباکو استفاده میشود. همچنین در برخی گویشهای محلی ایران مانند شوشتری، مجازاً به معنی دم، نفس و بقایای جانِ آمده بر لب است. بنابراین معنای دقیق آن کاملاً وابسته به متن و سیاق جملهای است که در آن استفاده میشود.