معنی
در منابع واژهنامهای معتبر مانند دهخدا، معین و عمید، واژه مخالف به معنای خلافکننده، ناموافق، مغایر و نقیض آمده است. همچنین در متون کهن ادبی فارسی (مانند تاریخ بیهقی) این واژه به وفور در معنای خصم، دشمن یا شورشی در برابر حاکم به کار رفته است.
یعنی چه
این کلمه برای توصیف وضعیت تقابل و دگرگونی به کار میرود؛ زمانی که دو دیدگاه، دو شیء یا دو فرد در یک راستا نبوده و رویکردی هماهنگ یا سازگار با یکدیگر نداشته باشند.
مترادف
متضاد
هم خانواده
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون ضد، مغایر یا معارض نیز به عنوان هممعنی استفاده میشوند، اما خود واژه مخالف دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه opponent بیشتر برای رقیب و شخص مخالف، و contrary یا opposite برای مفاهیم و اشیاء متضاد به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مخالف
واژه مخالف از ریشه عربی «خ ل ف» گرفته شده و اسم فاعل از مصدر مخالفت در باب مفاعله است. اصل معنایی این ریشه به پشت سر بودن، در برابر قرار گرفتن یا حرکت در خلاف جهت اشاره دارد. این کلمه در ادبیات فارسی کاربردی دیرینه دارد؛ به طوری که در متون کهن علاوه بر معنای ناموافق، بارها در معنای دشمن، خصم و شورشی پادشاه استفاده شده است. در قرآن کریم خود واژه مخالف به صورت اسم فاعل مفرد نیامده، اما مشتقات فعلی آن و مفاهیم همسو با آن مانند تخلف از امر خدا وجود دارد.
از نظر بار معنایی، مخالف نمادی از تضاد، دوگانگی و تقابل است. در علم منطق و ادبیات برای نشان دادن تقابل دو فکر یا دو پدیده به کار میرود و در فضای سیاسی و اجتماعی مدرن، معرف جریان مقابل یا همان اپوزیسیون است. شناخت دقیق این کلمه به تفکیک مرزهای معنایی آن با واژههای همنوع مانند معاند (دشمن کینهتوز) یا مغایر (تفاوت ساختاری) کمک میکند.