معنی
در علوم سیاسی و روابط بینالملل، هژمونی به وضعیتی اشاره دارد که در آن قدرت مسلط نه تنها با تکیه بر زور نظامی، بلکه از طریق ایجاد پذیرش نسبی، نفوذ فرهنگی و رضایت ضمنی دیگران تثبیت میشود.
یعنی چه
این اصطلاح زمانی به کار میرود که یک دولت یا گروه، قوانین، فرهنگ و ارزشهای خود را به شکلی نظاممند بر دیگران حاکم کند، به طوری که طرف مغلوب این برتری را به عنوان یک امر ناگزیر یا طبیعی بپذیرد.
مترادف
این واژهها در متون سیاسی و فلسفی به جای هژمونی برای نشان دادن مفهوم استیلا و فرمانروایی مطلق استفاده میشوند.
متضاد
در ساختار روابط بینالملل، مفاهیمی که در مقابل سلطه یکجانبه و تمرکز قدرت قرار میگیرند، به عنوان متضاد این اصطلاح شناخته میشوند.
هم خانواده
این کلمات در تحلیلهای سیاسی کاربرد دارند؛ هژمون به قدرت مسلط، هژمونیک به ویژگیهای مربوط به این سلطه و هژمونیسم به گرایش و ایدئولوژی سلطهطلبی اشاره دارد.
ریشه
این واژه از اصطلاح یونانی هگمونیا (ἡγεμονία) به معنی «فرماندهی، پیشوایی و تسلط سیاسی-نظامی» مشتق شده که خود از واژه هگمون (ἡγεμών) به معنای «رهبر یا پیشوا» گرفته شده است.
جمله سازی
به انگلیسی
واژه Hegemony در زبان انگلیسی کاربرد بسیار گستردهای در ادبیات علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات فرهنگی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل هژمونی
واژه هژمونی یکی از مفاهیم کلیدی و بنیادی در علوم سیاسی و روابط بینالملل است که به معنای سلطه همهجانبه، چیرگی و نفوذ غالب یک قدرت (دولت، گروه یا طبقه اجتماعی) بر دیگران است. تفاوت اصلی هژمونی با دیکتاتوری یا اشغال نظامی در این است که قدرت هژمونیک علاوهبر ابزارهای سختافزاری و نظامی، از قدرت نرم، نفوذ فرهنگی، ابزارهای اقتصادی و ایدئولوژیک استفاده میکند تا نوعی رضایت ضمنی یا پذیرش ناگزیر را در طرف مقابل ایجاد کند.
این اصطلاح ریشهای عمیق در یونان باستان دارد و مفهوم پیشوایی و فرماندهی را افاده میکرده، اما در دوران معاصر و بهویژه با نظریات متفکرانی چون آنتونیو گرامشی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی گستردهتری به خود گرفته است. امروزه در نمادها و کاریکاتورهای سیاسی، هژمونی معمولاً با نشانههای ابرقدرتها مانند تصویر عقاب یا چتر نظامی روی کره زمین نمایش داده میشود که گویای یکهتازی و تسلط بیرقیب در عرصه جهانی است.