یعنی چه
واژه لبیق در لغت به شخص هوشیار، زرنگ، کاردان و چابک اطلاق میشود که در انجام امور مهارت بالایی دارد. همچنین این کلمه به فردی خوشسخن و چربزبان که با ظرافت گفتگو میکند، و در معنایی دیگر، به لباس و جامهای که کاملاً خوشفرم، خوشقواره و متناسب با اندام باشد (چفسان)، اشاره دارد.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت لَبیق (با فتحه روی حرف لام) تلفظ میشود و ریشه آن به ساختار کلمات صفت مشبهه در زبان عربی برمیگردد.
در جدول
در کلمات متقاطع و جداول کلمات، این واژه چهار حرفی به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «زیرک و هشیار»، «ماهر و کاردان»، «خوشسخن» یا «لباس چسبان و خوشقواره» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، معادلهای انگلیسی این واژه شامل عباراتی است که مهارت ذهنی، کلامی یا تناسب ظاهری جامه را نشان میدهند.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن مفاهیم مختلف واژه لبیق، از کلماتی که نشاندهنده هوش، مهارت عملی و شیوایی بیان هستند استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و مترادفهای این واژه شامل کلماتی چون زرنگ، کاربلد، شستهرفته، فصیح، تیزهوش، استاد و برای جامه، خوشفرم و هماندازه میباشند. متضادهای آن نیز ناشی، بیدستوپا، کُند، گنگ و بدقواره هستند. همخانوادههای آن لَبَق و لباقت (لباقت داشتن در کار) است.
نماد چیست
در متون ادبی و سنتی، واژه لبیق به عنوان نمادی از تعادل میان توانمندی ذهنی، شیوایی سخن و زیبایی و آراستگی بیرونی شناخته میشود و توصیفکننده فردی جامعالاطراف است.
جمعبندی و توضیح کامل لبیق
واژه «لبیق» اصالتاً صفت مشبهه از ریشه عربی (ل-ب-ق) به معنی نرمی، مهارت و ظرافت است که از دیرباز به زبان و ادبیات کهن فارسی وارد شده و در متون معتبری مانند لغتنامه دهخدا منعکس گردیده است. این کلمه چندوجهی، از یک سو ویژگیهای روانی و رفتاری فرد مانند هوشمندی، چابکی و کاردانی را توصیف میکند و از سوی دیگر به شیوایی گفتار و فصاحت بیان اشاره دارد.
علاوه بر جنبههای رفتاری و کلامی، لبیق در توصیف اشیاء نیز کاربرد جالبی دارد؛ به طوری که به لباسهای کاملاً متناسب، خوشدوخت و خوشقواره که به خوبی بر تن مینشینند نیز لبیق یا چفسان گفته میشود. ریشه این واژه در قرآن کریم به کار نرفته، اما در فرهنگ لغات سنتی نمادی از کمال در رفتار، گفتار و آراستگی ظاهری به شمار میرود.