یعنی چه
تکلف در لغت به معنای پذیرفتن کاری با سختی و مشقت و خود را به رنج انداختن است. در اصطلاح و عرف روزمره، به رفتارهای تصنعی، ظاهرسازی و افراط در رعایت آداب و تعارفات مکرر گفته میشود که صمیمیت و سادگی را از بین میبرد.
تلفظ
این واژه به صورت تَکَلُّف (تَ - کَلْ - لُف) تلفظ میشود که دارای تشدید روی حرف «ل» است و ریشه در زبان عربی دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «تکلف» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «خود را به رنج انداختن»، «ظاهرسازی» یا «تشریفات» به کار میرود و یک کلمه ۴ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد جملات، میتوان از واژههای فوق برای رساندن مفهوم تکلف در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
اگرچه این کلمه وامواژهای عربی است که کاملاً در فارسی جا افتاده، اما از نظر معنایی میتوان معادلهایی مانند رنجافزایی، تظاهر، پایبندی به قید و بندها و خود را به زحمت انداختن را برای آن در نظر گرفت.
در قرآن
این واژه در قرآن کریم در سوره ص آیه ۸۶ به کار رفته است؛ آنجا که پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ» (بگو: من از شما مزدی بر رسالت نمیخواهم و از تکلفکنندگان و ادعاکنندگان باطل نیستم).
نماد چیست
تکلف در فرهنگ عامه یا ادبیات کلاسیک دارای نماد مادی یا تصویر طبیعی خاصی نیست؛ اما در مفاهیم اخلاقی و روانشناسی، نماد بارز «ماسک یا نقاب اجتماعی» و فاصله گرفتن از خودِ واقعی و صمیمی انسان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تکلف
واژه تکلف در اصل از ریشه عربی «کلف» به معنی سختی و مشقت گرفته شده و به باب تفعل رفته است تا معنای پذیرش ارادی یک سختی یا ظاهرسازی را منتقل کند. این واژه در ادبیات و گفتگوهای روزمره فارسی، بیشتر بار معنایی منفی دارد و به رفتارهایی اشاره میکند که خالی از سادگی، صمیمیت و بیریا بودن هستند.
در کاربردهای اجتماعی، کلام یا رفتار بدون تکلف همواره ستوده میشود؛ چرا که نشاندهنده روانی، راحتی و اصالت فرد است، در حالی که شخص متکلف با ایجاد قید و بندها و تعارفات دستوپاگیر، هم خود و هم دیگران را به زحمت میاندازد. در نگاه قرآنی نیز تکلف و ادعاهای بیپایه صفت ناپسندی شمرده شده که پیامبران الهی از آن تبری جستهاند.