معنی
واژهٔ ختم در لغتنامههای معتبر به معنای به انتها رساندن و تکمیل کردن یک فرایند به کار میرود. همچنین در فرهنگ عامیانه و مذهبی ایران، مجازاً به معنای برگزاری مجلس ترحیم و سوگواری برای درگذشتگان یا یک دور قرائت کامل قرآن کریم (ختم قرآن) استفاده میشود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کاری به ختم خود رسید، یعنی آن کار کاملاً تمام و تکمیل شده است. در اصطلاح عامیانه، عبارتهایی مثل «ختمِ روزگار» به فردی بسیار رند، باذکاوت یا آخرِ یک صفت بودن اشاره دارد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. معنای بنیادی این ریشهٔ سهحرفی، بستن، مُهر زدن و به انتها رساندن است، بهگونهای که چیزی وارد یا خارج نشود.
جمله سازی
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل ختم
واژهٔ «ختم» یک اصطلاح ریشهدار و پرکاربرد در زبان فارسی و متون مذهبی است که در اصل از ریشهٔ عربی به معنای مُهر کردن، بستن و به پایان رساندن گرفته شده است. در گذشته، مهر زدن بر روی نامهها یا ظروف نشانهای از مالکیت، اصالت و پایانبخشی به کار بوده و به همین دلیل این مفهوم با انتها و تکمیل گره خورده است. در فرهنگ اسلامی، این واژه جلوهای نمادین دارد؛ چنانکه در قرآن کریم به اصطلاح «خاتمالنبیین» برای اشاره به کمال و پایان سلسلهٔ پیامبران و همچنین «خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ» به معنای قفل شدن و بستهشدن دلهای کافران اشاره شده است.
در کاربرد روزمره و فرهنگ معاصر ایران، این کلمه افزون بر معنای اصلی خود یعنی اختتام کارهای اداری یا پروژهها، به دو مفهوم خاص دیگر نیز دلالت میکند: نخست، مجالس ترحیم و یادبود درگذشتگان که به آن «مجلس ختم» میگویند و دوم، قرائت کامل و دورهای کتابهای مقدس یا ادعیه که تحت عنوان «ختم قرآن» شناخته میشود. این تنوع کاربرد نشان میدهد که چگونه یک واژه با حفظ ریشهٔ ساختاری خود، در بسترهای اجتماعی و مذهبی گوناگون معانی استعاری و ملموسی یافته است.