معنی
در واژهنامهها مسکین به کسی اطلاق میشود که داراییاش به غایت اندک است یا هیچ ندارد. این واژه بار معنایی عمیقی از ناتوانی، فروتنی و آسیبپذیری را در خود جای داده و در ادبیات به معنای فرد رقتانگیز و محتاج به ترحم نیز به کار میرود.
یعنی چه
در تعریف دقیقتر، مسکین یعنی کسی که وضعیت مادی او حتی از فقیر نیز سختتر است؛ به طوری که شدت احتیاج و تنگدستی، توان حرکت و فعالیت را از او سلب کرده و او را خاکنشین ساخته است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنماهایی همچون «فقیر و بیچیز»، «درمانده» یا «خاکنشین»، واژه ۵ حرفی «مسکین» یک جواب دقیق و پرکاربرد است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی بسته به شدت فقر وجود دارد. برای مسکین که فقر شدید را میرساند، واژههای Destitute یا Pauper معادلهای بسیار مناسبی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مسکین
واژه «مسکین» ریشهای عربی دارد و از ماده «س-ک-ن» (سکون) مشتق شده است؛ چرا که فقر شدید تحرک و توان تلاش را از فرد میگیرد و او را زمینگیر میکند. این کلمه در فرهنگ اسلامی و آیات قرآنی (مانند آیه زکات) جایگاه ویژهای دارد و در فقه معمولاً درجهای سختتر و نیازمندتر از «فقیر» را شامل میشود، هرچند در مواردی مانند داستان کشتی در سوره کهف، به معنای افراد آسیبپذیر و کمدرآمد نیز به کار رفته است.
در قلمرو ادبیات فارسی و عرفان، مسکین بار معنایی متفاوتی پیدا کرده و به نمادی از فروتنی، خاکساری، تسلیم محض در برابر حق و بیتعلق بودن به مال دنیا تبدیل شده است. شاعران نامدار برای ابراز نیاز و اشتیاق خود به معشوق یا پروردگار، خویشتن را مسکین خطاب میکردند تا نهایت بینوایی عرفانی خود را به تصویر بکشند.