معنی
واژه جلب در لغت به معنای کشاندن، آوردن، ربودن و سوق دادن چیزی یا کسی از جایی به جای دیگر است. در کاربرد عمومی به معنای جذب (مانند جلب توجه) و در متون کهن لغتنامه دهخدا به معانی دیگری چون فراهم آوردن، کسب کردن، فریاد و غوغا کردن و همچنین خشک شدن خون روی زخم نیز آمده است.
یعنی چه
جلب یعنی فراداشتن و متمایل کردن یک جریان، شیء یا شخص به سمت خود. این واژه واژهای معمولی و کلاسیک است و در اصطلاح حقوقی به معنای دستور رسمی دادگاه برای حاضر کردن متهم یا فردی خاص در مراجع قضایی به کار میرود.
جمله سازی
در جدول
کلمه جلب در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً با توجه به تعداد حروف (۳ حرف) یا به عنوان معادل کلماتی چون جذب، احضار و کشیدن پرسیده میشود.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، در زبان انگلیسی برای جلب توجه از واژه Attraction، برای احضار و حکم قضایی از Arrest warrant و برای آوردن از Fetching استفاده میشود.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی (ج-ل-ب) دارد و در این زبان بسته به کاربرد از واژگانی چون جذب، احضار و سوق برای رساندن مفهوم آن استفاده میشود.
به فارسی
برابرها و معادلهای اصیل فارسی برای این کلمه شامل کشانیدن، فراخوانی، دستگیری (در امور قضایی)، رویآوردن و ربایش متمایلکننده هستند.
جمعبندی و توضیح کامل جلب
کلمه جلب از ریشه سه حرفی عربی مشتق شده و در زبان فارسی کاربرد گستردهای در دو حوزه عمومی و حقوقی پیدا کرده است. در معنای عمومی، این واژه بیشتر در ترکیبهایی مانند «جلب توجه» یا «جلب رضایت» به کار میرود که نشاندهنده کشاندن تمایل و نظر دیگران به یک موضوع خاص است.
در حوزه حقوقی و قضایی، جلب به معنای امر به احضار یا دستگیری فردی است که از دستور دادگاه سرپیچی کرده است. همچنین این واژه در متون کهن ادبی و مذهبی (از جمله قرآن کریم به صورت مشتقاتی نظیر فعل أَجْلِبْ یا اسم جمع جَلَابِيب) با ظرافتهای معنایی متفاوتی چون فریاد زدن، سوق دادن یا جامه بلند به کار رفته است.
در مجموع، شناخت ابعاد این واژه کمک میکند تا در ساختارهای مکتوب و گفتاری، تفکیک مناسبی میان کاربرد معناییِ جذبی آن و کاربرد قانونی و الزامی آن قائل شویم.