یعنی چه
ترکیب زار و ملول به کسی اشاره دارد که در غایتِ اندوه، ناتوانی، دلزدگی و بیحوصلگی قرار دارد؛ فردی خسته از روزگار و آزردهدل که نشاط خود را از دست داده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [zār o malul] است که واژه اول با الف کشیده و واژه دوم با ضمه روی میم و واو کشیده خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این ترکیب دقیقاً ۸ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر «پریشان و دلزده» یا «خسته و آزردهخاطر» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال این حس در زبان انگلیسی، برای واژه زار کلماتی مانند Deplorable و برای ملول کلماتی نظیر Depressed یا Glum استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و مترادفهای فارسی این ترکیب شامل واژگانی چون پژمرده، افسرده، نژند، دلمرده، خسته، کسل و رنجور است. واژه «زار» ریشه پهلوی دارد و «ملول» از ریشه عربی مَـلَّ به معنی به ستوه آمدن است.
در قرآن
خود این ترکیب در قرآن نیست، اما ریشه «ملول» در آیه ۲۸۲ سوره بقره به صورت فعل «وَلْیُمْلِلِ» (باید املاء کند) آمده که در ریشهشناسی به معنای تکرار کلام تا حد خستگی است. همچنین مفهوم ملال با عبارت «لا تَسْأَمُوا» (ملول نشوید) در قرآن مطرح شده است.
جمعبندی و توضیح کامل زار و ملول
ترکیب «زار و ملول» یکی از تعابیر زیبای ادبیات کلاسیک فارسی است که از درآمیختن یک واژه اصیل پهلوی (زار) و یک واژه وامگرفته از عربی (ملول) شکل گرفته است. این اصطلاح به خوبی نشاندهنده همنشینی مسالمتآمیز زبانها در بستر شعر و نثر فارسی است و برای توصیف احوال انسانهایی به کار میرود که نه تنها از نظر جسمی یا ظاهری ناتوان و پریشان شدهاند، بلکه از نظر روحی نیز دچار دلزدگی، بیحوصلگی و خستگی مفرط از شرایط یا روزگار هستند.
در ادبیات عرفانی، به ویژه در نگاه شاعرانی چون مولانا، این حالت نمادی از جانِ گرفتار در مادیات و دور مانده از اصل خویش است؛ حالتی که در تقابل مستقیم با نشاط، پویایی و شورِ معنوی قرار میگیرد. بررسی ریشهشناختی آن نیز پیوند جالبی را میان مفاهیمی چون تکرارِ ملالآور و دلتنگی آشکار میسازد.