یعنی چه
واژه «کَسیر» صفت مفعولی از ریشه عربی است که به معنای جسم یا فردی است که دچار شکستگی یا آسیب شده است. در زبان عربی به حیوان دستوپاشکسته نیز کَسیر میگویند.
تلفظ
تلفظ رایج این واژه در زبان فارسی و عربی با فتح حرف اول به صورت کَسیر (kasīr) است. با این حال، در زبان ترکی واژهای همنام با ضمه (کُسیر) وجود دارد که نوعی سالاد بلغور مشهور است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه کسیر به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «شکسته» یا «شکستخورده» به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه، میتوان از معادلهای مربوط به شکستگی فیزیکی یا شکست و ناکامی در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
از آنجا که خود واژه ریشه عربی دارد، با کلمات همخانواده خود مانند مکسور یا منکسرالقلب (دلشکسته) در عبارات عربی قرابت معنایی بالایی دارد.
به ترکی
برای مفهوم شکسته از واژه Kırık استفاده میشود. همچنین واژه کُسیر (Kısır) در فرهنگ غذایی ترکیه به یک نوع سالاد سنتی اشاره دارد که صرفاً تشابه صوتی دارد.
به فارسی
در زبان فارسی، این واژه وامگرفته شده بیشتر در قالب مفاهیمی چون درهمشکسته، مکسور، آسیبدیدگی فیزیکی یا در معنای کنایی به عنوان شخص شکستخورده و ناتوان تعبیر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کسیر
واژه «کَسیر» یک صفت مفعولی با ریشه عربی (ک-س-ر) است که در اصل به معنای هر چیز شکسته، آسیبدیده یا خرد شده به کار میرود. این کلمه در متون ادبی و قدیمی مجازاً برای توصیف انسانهای درمانده، دلشکسته یا ناتوان نیز استعمال شده است. باید توجه داشت که این واژه بار نمادین خاصی در فرهنگ مکتوب ندارد و بیشتر بازتابدهنده یک وضعیت ساختاری یا روحی است.
یک نکته بسیار مهم در زبان فارسی، مرزبندی این واژه با کلمات همآوا است؛ کَسیر (با سین) نباید با واژه «کثیر» (با ث) به معنی فراوان و زیاد، یا واژه «کسری» به معنی کمبود اشتباه گرفته شود. همچنین در حوزه فرهنگ غذایی خاورمیانه، واژه کُسیر (با ضمه) نام یک سالاد بلغور مشهور در آشپزی ترکی است که از نظر ریشهشناسی با واژه عربی کَسیر تفاوت دارد.
اگرچه خود واژه «کسیر» به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما ریشه ثلاثی مجرد آن در مشتقات متعددی به چشم میخورد که همگی مفاهیمی چون خرد شدن، فروپاشی و شکستگی را تداعی میکنند.