یعنی چه
این عبارت کنایی و ادبی دارای دو معنای متفاوت است: نخست، کور شدن و از دست رفتن بینایی در اثر شدت گریه، اندوه یا پیری (که قرنیه یا مردمک چشم در اثر آبمروارید سفید میشود). دوم، در اصطلاح عامیانه به معنای گستاخ، بیحیا، پررو و بیشرم شدن به کار میرود که به چنین فردی «چشمسفید» میگویند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «سِپید شُدَنِ چَشم» است که در خوانش عامیانه و روان به صورت «سفید شدن چشم» نیز ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این عبارت دقیقاً ۱۰ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «کنایه از کور شدن»، «فرجام گریه یعقوب» یا «خیره چشمی و بیحیایی» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در زبان انگلیسی برای اشاره به جنبه پزشکی و کوری از واژگان مربوط به کاتاراکت و نابینایی، و برای جنبه اخلاقی از اصطلاحات وقاحت و بیشرمی استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح در زبان عربی عیناً به صورت «ابیضت عیناه» به کار رفته است که ریشه در فصاحت و بلاغت قرآنی دارد.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و فرهنگ عامه نماد بارز انتظار طولانی، فراق جانسوز و غم و اندوهی است که تا سر حد جان و از دست رفتن بینایی بر انسان چیره میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سپید شدن چشم
عبارت «سپید شدن چشم» یک ترکیب کنایی و اصیل در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در پدیدههای عینی دارد. در بعد پزشکی و ادبی، این اصطلاح اشاره به کدر شدن قرنیه یا بیماری آبمروارید دارد که بر اثر گریه مداوم و طولانیمدت رخ میدهد و فرد بینایی خود را از دست میدهد. زیباترین و شاخصترین کاربرد این واژه در آیه ۸۴ سوره مبارکه یوسف آمده است، جایی که در توصیف اندوه حضرت یعقوب (ع) در فراق فرزندش میفرماید: «وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ» (و چشمانش از اندوه سفید شد).
از سوی دیگر، این عبارت در فرهنگ عامیانه و روزمره تغییر مسیر داده و معنایی کاملاً متفاوت به خود گرفته است. امروزه وقتی صحبت از «چشمسفید شدن» یا «سپید شدن چشم» فردی میشود، منظور گستاخ، بیحیا و پررو شدن اوست؛ یعنی کسی که پردههای شرم و حیا را دریده و بدون خجالت به دیگران خیره میشود. بنابراین، این اصطلاح بسته به این که در یک متن فاخر ادبی و قرآنی به کار رود یا در یک گفتگوی عامیانه، بار معنایی کاملاً متمایزی دارد.