یعنی چه
این عبارت برای توصیف نگاهی به کار میرود که به عمق جزییات پی میبرد و حقیقت را میشکافد. همچنین برای هوش سرشار یا ابزارهای بسیار برّان که توانایی عبور و فرو رفتن در چیزی را دارند، استفاده میشود.
تلفظ
کلمه اول «تیز» (Tiz) با یای مجهول و کلمه دوم «نافذ» (Nāfez) با کسره زیر حرف فاء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این شرح معمولاً ۸ حرف دارد که خودِ عبارت مد نظر است. معادلهای تککلمهای آن مانند ثاقب یا حاد نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف نگاه یا هوش تیز و نافذ از ترکیبهای فوق استفاده میشود؛ به عنوان مثال عبارت Piercing eyes به معنای چشمان تیز و نافذ است.
به عربی
در زبان عربی این مفهوم با واژگانی چون ثاقب (شکافنده) و حدید (برنده و نافذ) بیان میشود که مصداق بارز آن آیه ۲۲ سوره ق است.
به فارسی
این ترکیب عطفی شامل واژه «تیز» با ریشه فارسی باستان و واژه «نافذ» وامگرفته از ریشه عربی (نَفَذَ) است که در مجموع صفت مرکبی برای بیان برندگی و نفوذ ایجاد کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل تیز و نافذ
عبارت صفت مرکب «تیز و نافذ» در زبان فارسی معمولاً برای توصیف ویژگیهای حسی مانند نگاه و چشم، ویژگیهای فکری مانند هوش و ذهن، یا ابزارهای فیزیکی مانند تیغ و تیر به کار میرود. این مفهوم نشاندهنده پدیدهای است که علاوه بر داشتن تندی و برندگی، توانایی اثرگذاری عمیق و درک لایههای زیرین یک موضوع را دارد.
بهترین و شاخصترین مصداق قرآنی این واژه در آیه ۲۲ سوره مبارکه ق آمده است، جایی که میفرماید «فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ»؛ تفاسیر و لغتنامههای معتبری چون دهخدا اشاره دارند که حدید در اینجا به معنای آهن نیست، بلکه به بینایی بسیار تیز، عمیق و نافذ انسان در روز قیامت اشاره میکند که تمام حجابها از مقابل آن کنار رفته است.
در قلمرو نمادها، عقاب یا شاهین به دلیل داشتن بینایی فوقالعاده قوی که از مسافتهای دور طعمه را تشخیص میدهد، نماد حیوانی این مفهوم هستند. همچنین پیکان تیر یا خنجر به عنوان نمادهای مادی پدیدهای که به دلیل صیقلی و تیز بودن در اجسام نفوذ میکند، شناخته میشوند.