یعنی چه
بنگ در زبان فارسی و متون کهن به دو مفهوم کاملاً متفاوت اطلاق میشود: نخست گیاهی علفی، به شدت سمی و دارویی از تیرهٔ بادنجانیان به نام «بنگدانه یا بذرالبنج» که خاصیت مسکن و مخدر دارد. دوم، گَرد یا مادهٔ مخدری که از کوبیدن برگها و سرشاخههای گلدار گیاه شاهدانه به دست میآید و مصرف آن توهمزا است.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت فَتْحه بر روی حرف اول (بَ) و سکون حروف بعدی تلفظ میشود: [bang].
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای گیاه بنگ یا مخدر قدیمی، کلماتی مانند گیاه بنگ، بنگدانه، بذرالبنج، سیکران و حشیش کاربرد دارند.
به انگلیسی
با توجه به نوع کاربرد، واژه Henbane برای گیاه سمی بذرالبنج و واژههای Cannabis یا Hashish برای مشتقات شاهدانه استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای گیاه شاهدانه از کلمه Kenevir، برای ماده مخدر آن از Esrar و برای خود گیاه سمی بنگدانه از Banotu استفاده میکنند.
به فارسی
معادلها و نامهای دیگر این واژه در زبان و طب سنتی فارسی شامل چرس، حشیش، قنّب، شاهدانه، بذرالبنج، سیکران و منج است.
نماد چیست
گیاه بنگ در تاریخ باستان و ادبیات کلاسیک نماد جادوگری، خلسه و ارتباط با غیب بود؛ چرا که در ساخت معجونهای توهمزا به کار میرفت. همچنین به دلیل سمّیت شدید، در ادبیات فارسی کنایه و نمادی از غفلت، بیخبری («بنگخورده»)، بیهوشی و مرگ خاموش به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گیاه بنگ
واژهٔ بنگ یک نام کهن با ریشههای هندواروپایی است که در اوستا به صورت «بنگهه» و در زبان پهلوی به صورت «منگ» به کار میرفته است. این کلمه در متون فارسی و پزشکی سنتی دو کاربرد متمایز دارد: یکی گیاه دارویی و بسیار سمی بنگدانه (بذرالبنج) و دیگری مادهٔ مخدری که از گیاه شاهدانه استحصال میشود.
در فرهنگ عامه و ادبیات، بنگ همواره با مفاهیمی چون از دست رفتن عقل، گیجی، خلسه و جادوگری پیوند خورده است. از نظر فقهی و مذهبی، نام این گیاه در قرآن یا احادیث متقدم ذکر نشده، چرا که در دوران صدر اسلام در حجاز رایج نبوده است و احکام حرمت آن بعدها توسط فقها بر اساس قاعده ضرر و سکر صادر گردید.