معنی
جوانمرد در زبان فارسی به کسی گفته میشود که صفات عالی انسانی مانند سخاوت، شجاعت، گذشت و انصاف را در رفتار خود آشکار سازد و فراتر از منافع شخصی، به یاری دیگران بشتابد.
یعنی چه
این واژه صرفاً به سن (جوان) یا جنسیت (مرد) اشاره ندارد؛ بلکه یک اصطلاح اخلاقی، عرفانی و فرهنگی است و به معنای داشتن منش شریف، پهلوانی و پایبندی به اصول اخلاقی در تمام ابعاد زندگی است.
مترادف
واژههای فوق همگی در بافتهای ادبی، تاریخی و عامیانه به ویژگیهای شخصیتی یک انسان جوانمرد اشاره دارند.
متضاد
این کلمات نشاندهندهٔ بخل، پستی، بیانصافی و دوری از صفات عالی انسانی هستند.
هم خانواده
این واژهها از ریشهٔ مشترک ساختاری و معنایی «جوانمرد» مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
واژهٔ «جوانمرد» دقیقاً دارای ۷ حرف است. بسته به تعداد حروف خواسته شده در جدول، میتوان از معادلهای فوق نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژهٔ Chivalrous بهترین معادل برای توصیف ویژگیهای اخلاقی و پهلوانیِ همراستا با جوانمردی است.
جمعبندی و توضیح کامل جوانمرد
واژهٔ «جوانمرد» یکی از اصیلترین و پرمایهترین مفاهیم در فرهنگ، ادبیات و عرفان ایرانی-اسلامی است. این واژه در زبان پهلوی به صورت Juwān-mard به کار میرفته و اگرچه در ظاهر از ترکیب دو کلمهٔ «جوان» و «مرد» ساخته شده، اما در طول تاریخ سیر تطور معنایی یافته و به یک فضیلت اخلاقی فراجنسیتی و فراسنی تبدیل شده است؛ به طوری که به هر انسانِ باگذشت، شریف و دستگیر مظلومان، فارغ از سن و جنسیت، جوانمرد میگویند.
در تاریخ و ادبیات ایران، جوانمردی با آیین عیاری، فتوت و فرهنگ پهلوانی پیوند خورده است. شاهنامه فردوسی و فتوتنامههای صوفیه سرشار از ستایش این ویژگی هستند. نماد کامل این مروّت و شجاعت اخلاقی در فرهنگ اسلامی، حضرت علی بن ابیطالب (ع) است که ریشه در حدیث شریف «لا فَتَی اِلاّ عَلِیّ» دارد. معادل عربی این واژه یعنی «فتی» و جمع آن «فِتیه» در قرآن کریم نیز برای توصیف پاکباختگی و ایمان راسخ اصحاب کهف و حضرت ابراهیم (ع) به کار رفته است.
جوانمردی فراتر از یک صفت ساده، یک سبک زندگی و مکتب اخلاقی است که بر پایهٔ راستگویی، بیطمعی، وفای به عهد، حمایت از ستمدیدگان و استفاده نکردن از قدرت برای ظلم بنا شده است. انسان جوانمرد کسی است که کینه در دل نگاه نمیدارد و منفعت دیگران را بر آسایش خود مقدم میشمارد.