یعنی چه
در اصطلاح به معنی روح، عصاره و پیام اصلی یک نوشته یا گفتار است؛ یعنی مقصود و هدفی که گوینده در دل کلام خود قلمداد میکند، حتی اگر آن را به صراحت و مستقیماً زبان نیاورده باشد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «فَحوا» (به سکون حاء) و «کلام» تشکیل شده است و در زبان گفتاری به صورت مضاف و مضافالیه تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلماتی مانند مضمون، مفاد، محتوا و لب مطلب به عنوان پاسخهای جایگزین برای این مفهوم شناخته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، عبارات فوق برای رساندن جان کلام و پیام نهفته در سخن به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل درونمایه، مغز سخن، خواستار، و پیام باطنی کلام هستند که به حقیقت و اصل گفتار اشاره دارند.
در قرآن
خود این واژه در قرآن کریم ذکر نشده است؛ ولی در علوم قرآنی و اصول فقه، اصطلاح «فحوای خطاب» یا مفهوم موافق برای تفسیر آیات استفاده میشود؛ مانند حرمت اف گفتن به والدین که به طریق اولی نشاندهنده حرمت آزار فیزیکی آنهاست.
نماد چیست
این عبارت یک مفهوم کاملاً ذهنی، ادبی و معنایی در حوزه زبانشناسی و سخنوری است و در فرهنگها نماد تصویری، فیزیکی یا مادی خاصی برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل فهوای کلام
عبارت «فحوای کلام» که شکل املایی درست آن در متون رسمی و واژهنامههای معتبر (مانند دهخدا و معین) با حرف حاء به صورت «فحوای کلام» نگاشته میشود، به معنای عصاره، جان کلام و درونمایهٔ اصیل یک سخن است. این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و مجازاً به پیام نهفته و باطنی گفتار اشاره میکند که شنونده از لایههای زیرین کلام درک میکند.
در حوزه منطق و اصول فقه، این واژه در برابر «منطوق» (ظاهر و صراحت کلام) قرار میگیرد و به درک مفاهیم موافق و ضمنی کمک میکند. در مکالمات روزمره و ادبی نیز هرگاه بخواهند به اصل مقصود گوینده بدون توجه به حواشی بپردازند، از این اصطلاح استفاده میکنند.