یعنی چه
این عبارت ترکیبی و کنایی در متون ادبی و عرفانی به احوال انسان اشاره دارد؛ موجودی که به سوی کمال حرکت میکند اما به دلیل ماهیت مادی و امکانی خود، همواره دچار نقص و تقصیر است و در برابر کمال مطلق (خداوند) اظهار عجز میکند.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت ترکیبی به صورت «یا ناقِصُ الکَمالیم» (yā nāqesol-kamālim) است که بخش عربی آن به صورت اضافه لفظی قرائت میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این نشانهگذاری در جدول، خود عبارت «یا ناقص الکمالیم» است که دقیقاً از ۱۴ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم فلسفی و عرفانی از تعابیری استفاده میشود که نشاندهنده نقص در عین تلاش برای کمال است.
به عربی
بخش اصلی این عبارت از ریشههای عربی «ن ق ص» و «ک م ل» گرفته شده است، اما شناسه «یم» در انتهای آن ساختار را فارسی میکند.
به فارسی
معادل خالص فارسی این تعبیر در ادبیات، اشاره به انسانهای «نیمرس»، «ناقصعیار» و پویندگانی است که هنوز به مرتبه بلوغ و کمال تام نرسیدهاند.
در قرآن
خود این ساختار ترکیبی در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشههای آن به صورت جداگانه آمدهاند؛ مانند ریشه نقص در آیه ۱۵۵ سوره بقره (وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ) و ریشه کمال در آیه ۳ سوره مائده (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ).
جمعبندی و توضیح کامل یا ناقص الکمالیم
عبارت «یا ناقص الکمالیم» یک ساختار ترکیبی عربی-فارسی است که بیش از آنکه یک واژه لغتنامهای مستقل باشد، یک تعبیر کنایی، حکمی و عرفانی محسوب میشود. این مفهوم به ویژه در مکتب ادبی و فکری شاعرانی چون بیدل دهلوی برای توصیف احوال انسان و تجلی تواضع بشری به کار میرود.
در نگرش فلسفی مرتبط با این اصطلاح، انسانها در عالم ماده مابین دو وضعیت توصیف میشوند؛ یا «ناقصالکمال» هستند (یعنی کمالی دارند که هنوز ناتمام و ناقص است) و یا «کاملالقصور» هستند (یعنی کوتاهی و عجز آنها به حد نهایت رسیده است). این تعبیر نمادی از انسان در حال سلوک است که رو به سوی کمال مطلق دارد اما ماهیت امکانیاش او را در مرتبه نقص نگه میدارد.