یعنی چه
این واژه مرکب در زبان عامیانه به معنی فریاد زدن از روی خشم، اعتراض، مرافعه و ایجاد شلوغی است. همچنین در ادبیات کلاسیک به معنای انصاف و ستم (عدل و جور) به کار میرود. عباراتی مانند «ای دادوبیداد» نیز به عنوان شبهجمله برای ابراز حسرت و تأسف شدید استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «دَادُ وبِیدَاد» (dād-o-bīdād) است که در آن حرف واو به صورت ضمه (وُ) تلفظ میشود و دو کلمهٔ داد و بیداد را به یکدیگر متصل میکند.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً ۹ حرف دارد. از دیگر پاسخهای احتمالی و کوتاهتر برای این مفهوم در جدول میتوان به غوغا، فریاد، فغان و جلبة اشاره کرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم دادوبیداد در زبان انگلیسی، بسته به میزان شدت و نوع جنجال (فردی یا گروهی)، از واژگانی نظیر Shout (فریاد)، Clamor (فریادهای مکرر و اعتراضآمیز) و Uproar (هیاهوی بزرگ) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای معنای عامیانه و متداول این واژه از کلماتی مانند صراخ، جلبة و ضجیج استفاده میشود که تداعیکننده سر و صدای زیاد است. برای معنای ریشهای و ادبی آن (عدل و ستم)، ترکیب «العدل والظلم» معادل دقیق آن است.
به فارسی
واژه «دادوبیداد» یک ترکیب اصیل فارسی (عطفی) است. از مترادفهای دقیق فارسی آن میتوان به فریاد، غوغا، همهمه، فغان، مرافعه و جاروجنجال اشاره کرد. واژههای متضاد آن در حالت عامیانه «سکوت» و «آرامش» و در حالت ادبی «اعتدال» است.
جمعبندی و توضیح کامل دادوبیداد
واژه «دادوبیداد» یک ترکیب عطفی و اسم مرکب اصیل در زبان فارسی است که از دو بخش «داد» (به معنی قانون، عدل و انصاف) و «بیداد» (به معنی ستم و ضدِ قانون) تشکیل شده است. این کلمه در سیر تحول زبانی خود دو لایه معنایی متمایز پیدا کرده است؛ در ادبیات کلاسیک و کهن فارسی، نمادی از تقابل عدل و جور یا انصاف و ستم است، اما در زبان عامیانه و روزمره، به معنای هیاهو، فریادِ ناشی از خشم یا اعتراض، و جاروجنجال به کار میرود.
علاوه بر این، واژه مذکور گاهی به صورت شبهجمله و در قالب «ای دادوبیداد» استفاده میشود که بیانگر حسرت، پشیمانی، اندوه یا تأسف شدید فرد از یک رخداد است. این کلمه فاقد ریشه بیگانه بوده و معادلهای دقیقی در زبانهای انگلیسی و عربی برای انتقال حس شلوغی و فریادِ آن وجود دارد.