یعنی چه
سعایت کننده فردی است که با هدف تخریب موقعیت، آبرو یا جایگاه شخصی دیگر، نزد یک مقام بالاتر، حاکم یا فرد قدرتمند به بدگویی، تهمتپراکنی یا سخنچینی میپردازد؛ به طوری که بیم آسیب و زیان از سوی آن شخص صاحب قدرت به فرد مظلوم وجود داشته باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [سِعایَتْ کُنَنْدِه] است که از ترکیب واژه عربی سِعایت و صفت فاعلی فارسی کننده ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «سعایت کننده» میتوانید از پاسخ ۱۰ حرفی خود کلمه یا کلمات مترادفی چون سخنچین، نمام، غماز و چغلیکننده استفاده کنید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن و شدت عمل فرد، از واژگانی که به تهمتزدن و سخنچینی اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی این واژه از زبان عربی است. در فرهنگ عربی به کسی که این رفتار را انجام میدهد الساعی یا النمام میگویند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی برای این واژه شامل سخنچین، چغلیکننده و بدگو است. در ادبیات مکتوب نیز از واژههای غماز و نمام به عنوان جایگزین استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سعایت کننده
واژه «سعایت کننده» ترکیبی از مصدری عربی و پسوند فاعلی فارسی است که در اخلاق و ادبیات فارسی بار معنایی بسیار منفی دارد. این اصطلاح به طور خاص به نوعی از سخنچینی اشاره میکند که هدف آن تخریب رابطه یک فرد با یک شخص صاحب قدرت یا حاکم است، به طوری که خطر جانی یا مالی برای فرد مورد نظر ایجاد کند. ریشه این کلمه به ثلاثی مجرد «س ع ی» بازمیگردد که اگرچه در اصل به معنای تلاش است، اما در قالب سِعایت معنای بدگویی به خود گرفته است.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، اگرچه عین کلمه سعایت کننده نیامده، اما مفهوم آن تحت عناوینی چون «هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ» (عیبجوی سخنچین) به شدت سرزنش شده است. همچنین در روایات اخلاقی، نماد و همنشین چنین فردی در دوزخ، هامان (وزیر فرعون) معرفی میشود که کارش تفرقهافکنی و فتنه بود. متضاد این صفت، مصلح یا خیرخواه است که به جای تفرقه، به دنبال اصلاح روابط میان مردم است.