یعنی چه
جامه زربافت به نوعی لباس مجلل، اشرافی و سلطنتی اشاره دارد که پارچهٔ آن با الیاف طلا یا نخ گلابتون (روکش طلا و نقره بر روی مغز ابریشم) بافته شده است. این لباس در تاریخ ایران نماد ثروت، قدرت شاهانه و تجمل بوده و در ادبیات کلاسیک نیز کاربرد فراوانی دارد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «جامه» (به کسرِ میم) و «زربافت» (با فتحِ زاء و سکونِ راء) تشکیل شده است. در زبان عامیانه و ادبی، به صورت «جامهٔ زربفت» نیز تلفظ و خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون «ثوب مذهب»، «زرتار»، «مطرز» و «دیبای زربفت» به عنوان پاسخهای جایگزین برای این مفهوم شناخته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به پارچههای زربفت از واژه Brocade و برای جامه و ردای بافته شده از طلا از ترکیب Golden-woven robe استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «ثوب مذهب» دقیقترین معادل است، هرچند در متون معاصر کلمه فارسی زربفت عیناً به صورت «زَربَفْت» وام گرفته شده است.
به فارسی
مترادفهای اصیل این واژه شامل جامه زربفت، دیبای زربفت، زرتار و لباس زردوزی است. همخانوادههای آن واژگانی چون جامه، جامهدان، زربافی و بافت هستند. متضادهای آن شامل دلق، خرقه، لباس کرباس و جامه ژنده است که به پوشش ساده صوفیان و فقرا اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل جامه زربافت
جامه زربافت یکی از اصیلترین ترکیبهای زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه دارد و نشاندهنده هنر دیرینه و ۲۵۰۰ ساله زریبافی در ایران از دوران هخامنشیان و ساسانیان است. این نوع لباس که چله آن از ابریشم خالص و پودهای آن از الیاف طلا و نقره تشکیل میشد، پوشش اختصاصی پادشاهان، شاهزادگان و درباریان به شمار میرفت.
در ادبیات فارسی و اشعار کهن، جامه زربافت علاوه بر کاربرد واقعی خود به عنوان پوششی فاخر، به عنوان نمادی از تجملات دنیوی، ثروت بیکران و جاه و جلال ظاهری به کار رفته است. شاعران گاه این جامه درخشان اما فانی را در تقابل با «خرقه» یا «دلق» پاک باطنی و زهد عارفانه قرار دادهاند تا بر ارزشهای معنوی تأکید کنند.