یعنی چه
پلاسیده به حالت گل، گیاه، میوه یا سبزیجاتی گفته میشود که آب، شادابی و طراوت اولیه خود را از دست داده و حالت چروکیده، لهیده یا افتاده پیدا کردهاند. این واژه برای توصیف ظاهر بدن یا اجسام فرسوده نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت پَ لاسْ یْ دِه (palâside) است که نقش دستوری آن صفت مفعولی (ساخته شده از بن ماضی پلاسید + ه) میباشد.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه پلاسیده به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «پژمرده»، «چروکیده» یا «از طراوت افتاده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق کلام از واژههای Withered برای بافتهای گیاهی خشکیده و Wilted برای گیاهانی که به دلیل کمآبی خم شدهاند استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Solmuş عمدتاً برای گل و گیاه پژمرده و Pörsümüş برای میوهها یا پوست پلاسیده و شلشده استفاده میشود.
به فارسی
واژگان جایگزین و مترادف اصیل فارسی برای این کلمه شامل پژمرده، خشکیده، لهیده، ملوک، افسرده (در معنای گیاهی) و بیحال هستند که همگی نشاندهنده از دست رفتن شادابیاند.
نماد چیست
پلاسیدن و پلاسیدگی در فرهنگ و ادبیات فارسی نمادی از افول، ضعف، دوران پیری، از دست رفتن شور و شادابی جوانی، و همچنین نشانهای از غم، اندوه و فرسودگی روح به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پلاسیده
واژه «پلاسیده» یک صفت مفعولی اصیل و سره فارسی است که از مصدر «پلاسیدن» ریشه میگیرد. این کلمه به طور دقیق برای توصیف وضعیت گیاهان، میوهها و سبزیجاتی به کار میرود که به دلیل از دست دادن آب و رطوبت، شادابی خود را از دست داده و دچار چروکیدگی یا لهیدگی شدهاند. این واژه ارتباط ریشهشناختی با کلمه «پلاس» (پارچه خشن) ندارد.
در نگاهی وسیعتر و ادبی، پلاسیدگی تعبیری است برای توصیف زوال، پیری و فرسودگی. شاعران و نویسندگان پارسیزبان گاه این حالت را برای دلهای غمگین، چهرههای خسته و روحهای فرسوده استعاره آوردهاند تا گذرا بودن دوران خوش شادابی و جوانی را یادآور شوند.
از نظر ساختاری این کلمه هفت حرفی است و در زبانهای دیگر نظیر انگلیسی و ترکی معادلهای دقیقی چون Withered و Solmuş دارد که همگی مفهوم واحدِ افت انرژی، زوال طراوت و پژمردگی را منتقل میکنند.