یعنی چه
این واژه در دو معنای مادی و معنوی به کار میرود؛ در وجه مادی به شخص کمبضاعت و تهیدست اشاره دارد و در وجه کنایی و مجازی، به فردی اطلاق میشود که پایه و اساس فکری، دانشی یا شخصیتی محکمی ندارد و سستعنصر است.
تنزّه/تلفظ
تلفظ صحیح این واژه مرکب به صورت [سُسْ تْ م ا یِ] (sost-māye) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «سست مایه» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون بیاساس، کمبضاعت یا ضعیفالعقل کاربرد دارد و دقیقاً ۷ حرف است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم سستمایه در زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از واژههایی که به سطحی بودن فکری یا بیثباتی ساختاری اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بعد مادی آن از تعابیری چون قلیل رأسالمال و برای بعد شخصیتی و ساختاری از واژگانی نظیر واهن و ضعیفالبنیه استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این کلمه شامل کممایه، بیمایه، سستبنیاد، ناتوان و بیاعتبار است. در مقابل، واژههایی مانند گرانمایه، پرمایه، استوار و دانشمند به عنوان متضاد آن شناخته میشوند. این کلمه از دو بخش پهلوی «سست» (sōst) به معنی ضعیف و «مایه» (mātag) به معنی اصل و سرمایه ترکیب شده است.
جمعبندی و توضیح کامل سست مایه
واژه «سستمایه» یک صفت مرکب واژگانی و اصیل فارسی است که ریشه در زبان پهلوی دارد. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی تطور معنایی جالبی را پشت سر گذاشته است؛ به طوری که در ابتدا بیشتر برای توصیف فقر مادی، کمبضاعتی و نداشتن سرمایه کافی (مایه) به کار میرفته است.
با گذشت زمان، کاربرد مجازی و کنایی این واژه در ادبیات و گفتگوهای روزمره برجستهتر شد. امروزه وقتی کسی را سستمایه خطاب میکنند، غالباً منظور ضعف در اراده، اندیشه، دانش یا بنیانهای شخصیتی اوست؛ یعنی فردی که اصالت فکری ندارد، سطحینگر است و نمیتوان به اعتبار رای و نظر او تکیه کرد.