یعنی چه
ورجمکرد در اساطیر ایرانی، پناهگاه یا آرمانشهری دژمانند و بهشتگونه است که جمشید شاه به فرمان اهورامزدا بنا کرد. هدف از ساخت آن، پناه دادن و حفظ نمونهای از بهترین آفریدگان (مردمان، جانوران، گیاهان و آتشها) در برابر زمستان هولناک و طوفان مرگبارِ دیوی به نام «مَلکوس» بود تا پس از پایان سرما، حیات دوباره در زمین جریان یابد. این مفهوم شباهت اساطیری زیادی به داستان کشتی نوح دارد.
تلفظ
این واژه به صورت [وَرْجَمْکِرْد] یا [وَرِ جَمْکِرد] تلفظ میشود که از زبان اوستایی و پهلوی به یادگار مانده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوال، پاسخ پرسشهایی چون «دژ یا پناهگاه اساطیری جمشید» یا «آرمانشهر اساطیری ایران»، واژه ۷ حرفی «ورجمکرد» است.
به انگلیسی
در متون ایرانشناسی و اسطورهشناسی به زبان انگلیسی، این واژه غالباً به صورت واژهنویسی اوستایی آن یعنی Vara of Yima یا پناهگاه جمشید ترجمه و شناخته میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم این واژه از عباراتی همچون «حصن جمشید» (به معنای دژ استوار جمشید) یا اصطلاح فلسفی-اساطیری «المدینة الفاضلة لجمشید» استفاده میکنند.
به فارسی
واژه «ورجمکرد» از سه بخش اوستایی-پهلوی تشکیل شده است: «وَر» به معنی پناهگاه، دژ یا باغ محصور؛ «جَم» مخفف جمشید پادشاه اسطورهای؛ و «کِرد» از مصدر کردن به معنی ساختهشده. در نتیجه برگردان مستقیم آن به فارسی امروزی «دژِ ساختهشده به دست جمشید» است. کلمات همخانواده آن در فارسی شامل کردار، ساختار، جم و جمشید هستند.
در قرآن
واژه «ورجمکرد» و داستان آن در قرآن کریم وجود ندارد؛ زیرا این مفهوم کاملاً زرتشتی و متعلق به اساطیر هندوایرانی (اوستایی) است که شرح مفصل آن در فرگرد دوم کتاب وندیدادِ اوستا آمده است. تنها از نظر کارکردِ اسطورهای (حفظ بقای حیات و موجودات در برابر یک بلای عظیم طبیعی)، با داستان «کشتی نوح» در قرآن قابل مقایسه است.
جمعبندی و توضیح کامل ورجمکرد
واژهٔ «ورجمکرد» یکی از ژرفترین مفاهیم اساطیری در کتاب اوستا و فرهنگ کهن ایرانی است. این واژه به دژ، باغ یا پناهگاهی زیرزمینی اشاره دارد که جمشید شاه به فرمان اهورامزدا بنا کرد. ساختار این دژ برای آن بود تا نمونهای از پاکترین و بهترین آفریدگان جهان شامل مردمان برگزیده، جانوران، گیاهان و آتشها در آن گردآوری شوند تا از گزند زمستان هولناک و طوفان دیوی به نام ملکوس در امان بمانند و پس از پایان ویرانی، حیات زمین را بازسازی کنند.
از نظر ساختار واژگانی، این کلمه از ریشه اوستایی-پهلوی گرفته شده که در آن «وَر» به معنای دژ یا محوطه محصور، «جَم» همان جمشید و «کِرد» به معنای ساختهشده است؛ یعنی دژی که جمشید آن را پدید آورد. جزئیات مهندسی این مکان اساطیری مانند مربع بودن و داشتن ۱۸ گذرگاه، در فرگرد دوم وندیداد آمده است.
این واژه در فرهنگ ایرانی نماد نخستین آرمانشهر (مدینه فاضله)، نوزایی، بقای حیات در برابر نابودی و حفظ اصالتها در مواجهه با هجوم اهریمن است. اگرچه این مفهوم یک باور کاملاً زرتشتی است و در قرآن وجود ندارد، اما از نظر کارکردِ نجاتبخشی موجودات، همتای اسطورهایِ کشتی نوح در بدنه فرهنگ ایران باستان به شمار میرود.