یعنی چه
این عبارت یک فعل مرکب مجهول است که دو معنای کاملاً متفاوت دارد: در متون کهن، ادبی و قرآنی به معنای رام شدن، مطیع گشتن، به فرمان درآمدن، مغلوب شدن و به تصرف درآمدن (مانند فتح یک شهر) است. اما در زبان عامیانه و امروزی، به معنای مورد تمسخر قرار گرفتن، دست انداخته شدن و مضحکه شدن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «مُسَخَّر گَردیدَن» است که در آن حرف «خ» دارای تشدید و فتحه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «مسخر گردیدن» دقیقاً ۱۰ حرف دارد و بسته به راهنمای طراح، میتواند پاسخ عباراتی چون «رام شدن»، «به تصرف درآمدن» یا «مورد استهزاء قرار گرفتن» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، برای مغلوب و مطیع شدن از واژههای تفکیکشده و برای تمسخر از افعال مجهول مربوطه استفاده میشود.
به عربی
ریشه این کلمه عربی (س-خ-ر) است. در قرآن عمدتاً در باب تفعیل به معنی رام کردن جهان برای انسان توسط خدا به کار رفته، هرچند معنای استهزاء نیز در آیات دیگر یافت میشود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و سمبلیک، مسخر گردیدن عناصر طبیعت، دیوان یا پریان، نماد «سلطنت سلیمانی»، مظهر قدرت کامل، پیروزی عقل بر نفس و ولایت تکوینی است. در کیهانشناسی کهن نیز حرکت منظم ستارگان، نماد مسخر بودن جهان در برابر اراده الهی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مسخر گردیدن
عبارت «مسخر گردیدن» از جمله تعابیری است که در طول زمان دچار تحول معنایی جالبی شده است. ریشه اصلی آن عربی و از ماده (س-خ-ر) است که در متون کهن، ادبیات کلاسیک فارسی و آیات قرآن کریم، جایگاهی والا دارد و به معنای رام شدن، مطیع گشتن و به فرمان ارادهای بالاتر درآمدن (مانند تسخیر شب و روز و ستارگان برای انسان) به کار میرود. از نگاه عرفانی نیز این واژه نمادی از پیروزی عقل بر نفس و فرمانروایی معنوی است.
با این حال، در زبان عامیانه و روزمره امروزی، این عبارت تغییر مسیر داده و با ریشه ثلاثی مجرد خود یعنی ریشخند کردن پیوند خورده است؛ به طوری که امروزه وقتی گفته میشود کسی مسخر گردید، متبادرکننده مفهوم مورد تمسخر قرار گرفتن، مضحکه شدن و دست انداخته شدن توسط دیگران است. بنابراین برای درک درست آن، توجه به لحن و قدمت متن الزامی است.