معنی
واژه «روا» در زبان فارسی به عنوان صفت و قید به معنای کار مجاز، حلال، شایسته و پسندیده به کار میرود. همچنین در ترکیب با افعالی مانند «روا شدن» به معنای برآورده شدن و مستجاب شدن حاجت یا رونق گرفتن بازار استفاده میشود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کاری روا است، یعنی آن عمل از نظر اخلاقی، شرعی یا عرفی درست و قابل قبول است و منعی برای انجام آن وجود ندارد. در ادبیات، به معنای سزاوار بودن و تسلیم بودن در برابر امر حق نیز آمده است.
مترادف
کلماتی که با روا هممعنی هستند و میتوانند در جملات مختلف جایگزین آن شوند.
متضاد
واژگانی که مفهوم مخالف و ضد کلمه روا را میرسانند.
هم خانواده
کلمات مشتق و همریشه با واژه روا در زبان فارسی.
ریشه
این واژه کاملاً اصیل و فارسی است. در فارسی میانه به صورت rawāg یا rawā به معنی جاری، درست و مجاز بوده است. ریشه اصلی آن به مفهوم روان بودن، پیش رفتن و پذیرفته شدن یک امر اشاره دارد که با کلمه رواج نیز همریشه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به پرسشهایی نظیر جایز، مجاز یا شایسته، کلمه سه حرفی «روا» قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادلهای دقیق زبانی کلمه روا در زبان انگلیسی بر اساس کاربردهای تفکیکشده آن.
جمعبندی و توضیح کامل روا
واژه «روا» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در پهلوی دارد و از ریشه فعل «رفتن» ساخته شده است. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی تطور معنایی یافته و امروزه بیشتر در دو حوزه معنایی کاربرد دارد؛ اول به عنوان صفت به معنای مجاز، شایسته، حلال و مشروع، و دوم در ترکیب با افعال به معنای برآورده شدن نیازها و حاجات.
اگرچه این واژه به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم فقهی و اخلاقی عمیقی مانند مباح، حلال و قضا شدن حاجت را که در فرهنگ اسلامی و قرآنی جایگاه ویژهای دارند، به زیبایی در زبان فارسی نمایندگی میکند.