یعنی چه
این واژه به معنای ربودن با سرعت و بیهوا قاپیدن است. جزء اول آن (تَخْطَفُ) به فعل ربودن دلالت دارد و ضمیر (هُ) در انتهای آن به معنای «او» یا «آن» است، که در مجموع مفهوم «او را میرباید» یا «آن را به سرعت میقاپد» را میرساند.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت «تَخْطَفُهُ» (Taxṭafuhu) است که در آن خاء ساکن، طاء و فاء مفتوح، و هاء مضموم است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه ۵ حرف دارد و به عنوان معادل قرآنی «او را میرباید» شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم قاپیدن سریع و ناگهانی از افعالی مانند Snatch یا Grab استفاده میشود.
به عربی
مترادفهای هممعنی این واژه در زبان عربی فصیح شامل یختطفه، یستلبه و یقتنصه است که همگی بر ربودن و شکار سریع دلالت دارند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه عبارتند از: او را میرباید، او را بلند میکند، یا با سرعت مخرجی او را میقاپد.
در قرآن
این واژه در آیه ۳۱ سوره مبارکه حج به صورت «فَتَخْطَفُهُ» آمده است: «فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ» یعنی (مشرک مانند کسی است که از آسمان سقوط کرده) و پرندگان شکاری در حال سقوط او را میربایند. این تعبیر، نماد بیدفاع بودن محض و نابودی سریع فرد بدون تکیهگاه توحیدی است.
جمعبندی و توضیح کامل تخطفه
واژه «تخطفه» یک فعل مضارع عربی همراه با ضمیر متصل است که در متون کهن، تفاسیر و ادبیات فارسی به واسطه تجلی آن در قرآن کریم کاربرد دارد. ریشه اصلی این کلمه (خطف) به معنای قاپیدن، ربودن ناگهانی و با سرعت است که مفهوم بیدفاع بودن مقتول یا مالباخته را در خود پنهان دارد.
بارزترین تجلی این کلمه در آیه ۳۱ سوره حج است که وضعیت هولناک و سرگردان فرد مشرک را به تصویر میکشد؛ کسی که با از دست دادن ایمان، گویی از آسمان پرتاب شده و در میان زمین و آسمان، پرندگان شکاری او را تکهتکه کرده و میربایند. از این رو، واژه تخطفه در بلاغت اسلامی و ادبیات وابسته به آن، نمادی از سقوط ناگهانی، بیدفاع بودن محض و متلاشی شدن سریع است.