یعنی چه
المقهور در لغت به معنای مغلوب، از پای درآمده و شکستخورده است؛ به کسی اطلاق میشود که نیرویی برتر بر او چیره شده و او را تحت فرمان یا خشم خود درآورده باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح ميم و سکون قاف و ضم هاء به صورت «اَلمَقهور» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، از واژگانی چون Defeated برای شکستخورده و Subdued یا Overpowered برای مغلوب و تحت سیطره استفاده میشود.
به عربی
در لغتنامههای عربی، المقهور را معادل المستضعف، المغلوب و من تم غلبته بالقدرة والقهر دانسته اند.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای فارسی برای این واژه شامل مغلوب، شکستخورده، منهزم، تارومار و سرکوبشده است.
در قرآن
عین واژه «المقهور» در قرآن نیامده است، اما ریشه آن (ق-ه-ر) در قالب اسمفاعل «الْقَاهِر» (سوره انعام) به عنوان صفت الهی و فعل نهی «فَلَا تَقْهَرْ» (سوره ضحی) به معنای خوار و مقهور مکن، به کار رفته است.
نماد چیست
در متون عرفانی و ادبی، المقهور نماد کسی است که ارادهاش در برابر اراده و مشیت الهی (قاهریت حق) ذوب و فانی شده و در برابر این نیروی لایزال، تسلیم محض و بدون اختیار گشته است.
جمعبندی و توضیح کامل المقهور
واژه «المقهور» ریشه در زبان عربی دارد و از مشتقات ماده «قهر» به شمار میرود. این کلمه در مفهوم لغوی به معنای فرد یا گروهی است که در یک رویارویی یا تعامل، مغلوب گشته و نیروی قویتر توانسته است بر اراده، جسم یا روح او مسلط شود. مترادفهایی نظیر شکستخورده و سرکوبشده به خوبی بار معنایی آن را در زبان فارسی منتقل میکنند.
از منظر قرآنی و عرفانی، اگرچه خود این اسم مفعول به صورت صریح در آیات ذکر نشده، اما ریشه آن برای توصیف قدرت مطلقه خداوند (القاهر و القهار) به کار رفته است. در این سیاق، مقهور بودن نشاندهنده ضعف ذاتی مخلوقات و تسلیم بودن ناگزیر اراده انسان در برابر مشیت و قاهریت پروردگار جهان است.