یعنی چه
این عبارت یک ترکیب لغوی مجزا نیست، بلکه یک جمله امری در زبان فارسی کهن است که از شعر معروف منوچهری دامغانی (الا یا خیمگی! خیمه فروهل...) گرفته شده است. این فعل از مصدر پیشوندی «فروهلیدن» یا «فروهشتن» به معنی گذاشتن، رها کردن و پایین آوردن است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «خِیمِه فُرُوهَل» است. واژه خیمه ریشه عربی دارد و فروهل یک فعل امری فارسی از مصدر فروهلیدن است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «خیمه را پایین بیاور» یا عبارت منوچهری، واژه «خیمه فروهل» با ۹ حرف است.
به عربی
در زبان عربی برای مفهوم برچیدن، جمع کردن یا خواباندن چادر و خیمه از اصطلاح «تقویض الخیمة» یا فعل امری «قوّض الخیمة» استفاده میشود.
در قرآن
عبارت ترکیبی «خیمه فروهل» در قرآن وجود ندارد و فعل «فروهل» کاملاً فارسی است. خود واژه خیمه نیز در قرآن نیامده، اما شکل جمع آن یعنی «خِیام» یکبار در آیه ۷۲ سوره الرحمن (حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ) به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و سنتی فارسی، برچیدن، خواباندن و فروهشتن خیمه سراپرده، نمادی عینی از حرکت کاروان، شروع مسافرت و رخت بربستن از یک مکان تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خیمه فروهل
عبارت «خیمه فروهل» یک جمله امری منبعث از شعر کلاسیک فارسی (بهویژه اشعار منوچهری دامغانی) است. این عبارت از دو بخش «خیمه» (وامواژه عربی) و «فروهل» (فعل امری فارسی از مصدر فروهلیدن یا فروهشتن) تشکیل شده است که در مجموع به معنای رها کردن طنابهای چادر برای خواباندن و جمعآوری آن است.
نکته جالب ادبی در خصوص فعل «فروهلیدن» این است که دو کاربرد تصویرسازی کاملاً برعکس دارد؛ گاهی در شعر به معنی آویزان کردن و پایین انداختن پرده و نقاب است (مانند شعر سعدی: یا خلوتی برآور یا برقعی فروهل)، اما وقتی در کنار خیمه قرار میگیرد، دقیقاً به معنی رها کردن طنابها برای برچیدن چادر و حرکت کاروان به سمت مقصد بعدی استفاده میشود.