یعنی چه
این عبارت یک ترکیب اضافی (مضاف و مضافالیه) شامل واژهٔ «بخل» بهمعنای خست و خسیس بودن، و «ولید بن مغیره» نام یکی از سران ثروتمند، متکبر و سرسخت قریش در مکه (پدر خالد بن ولید) است. این ترکیب به امساک او در بخشش اموالش در راه خیر و همچنین بخل ورزیدن او در پذیرش دعوت پیامبر اسلام (ص) اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «بُخل» (با ضمهٔ باء و سکون خاء) به همراه کسرهٔ اضافه، «وَلید» (با فتح واو)، «بن» (با کسر باء) و «مُغِیرَه» (با ضمهٔ میم و کسر غین) است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و طراحان جدول، عبارت «بخل ولید بن مغیره» به عنوان یک پاسخ دقیق و ۱۴ حرفی برای توصیف خست و امساک این شخصیت تاریخی و قرآنی کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای فرامرزی و بینالمللی برای توصیف این اصطلاح تاریخی و تفسیری در زبانهای انگلیسی، ترکی و عربی به کار میروند.
به فارسی
برگردان و معادل روان فارسی این ترکیب، «خسیس بودن، تنگچشمی، شُحّ و امساک ولید فرزند مغیره» در انفاق داراییها و بازداشتن دیگران از کارهای خیر است.
در قرآن
در قرآن کریم مستقیماً عبارت «بخل ولید بن مغیره» نیامده است، اما آیات شدیدی در نکوهش ثروت، طمع و لجبازی او نازل شده است؛ از جمله در آیات ۱۱ تا ۱۵ سوره مدثر که به ثروت کلان او و طمع ورزیدنش برای افزونخواهی اشاره دارد: «ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ﴿۱۵﴾ كَلَّا...». همچنین در آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره قلم، او با صفت «مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ» (بسیار مانع خیر و بخیل) توصیف شده است.
نماد چیست
ولید بن مغیره در فرهنگ و تفاسیر اسلامی، نماد بارز یک ثروتمندِ طمعکار، مغرور و لجباز است که با وجود اعتراف به زیبایی و عظمت کلام قرآن، به خاطر حفظ جایگاه اجتماعی و مادی خود از پذیرش حق بخل ورزید و آن را سحر نامید.
جمعبندی و توضیح کامل بخل ولید بن مغیره
عبارت «بخل ولید بن مغیره» یک اصطلاح لغوی واحد یا ضربالمثل مستقل در واژهنامهها نیست، بلکه یک ترکیب تفسیری و تاریخی است. ولید بن مغیره از سران بسیار ثروتمند قریش در مکه بود که ثروت مادی و فرزندان فراوانش، او را به سمبل تکبر و افزونخواهی تبدیل کرد. در فرهنگ اسلامی، بخل او هم شامل امساک در بخشش مال و مانع خیر شدن (مناع لللخیر) بوده و هم بخل ورزیدن در تسلیم شدن در برابر حقیقت اسلام.
قرآن کریم در سورههای مبارکه «مدثر» و «قلم» به شدت رفتارها و روحیات او را نکوهش کرده است. او کسی بود که با وجود درک عظمت آیات الهی، به دلیل کبر و غرور، آن را جادو خواند؛ از این رو در متون دینی دینی و ادبی، نام او تداعیکننده کفران نعمت، طمعکاری مفرط و ایستادگی در برابر حق است.