یعنی چه
تسدیس در لغت به معنای ششگوشه کردن، ششتایی کردن یا تقسیم کردن یک شیء به شش قسمت مساوی است. این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه (س-د-س) مشتق شده است. در نجوم و احکام نجوم قدیم، تسدیس موقعیتی است که در آن دو جرم آسمانی یا ستاره در فاصلهای معادل ۶۰ درجه (یعنی یکششم دایره کامل فلکی یا به اندازه دو برج نجومی) نسبت به یکدیگر قرار میگیرند.
تلفظ
این واژه به صورت [تَسـْ دیس] تلفظ میشود که در آن حرف «ت» دارای فتحه، حرف «س» ساکن، حرف «د» دارای کسره و کشیده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «ششگوشه کردن»، «ششتایی کردن» یا «فاصله ۶۰ درجه دو ستاره در نجوم قدیم»، واژه پنجحرفی «تسدیس» به کار میرود.
به انگلیسی
در متون تخصصی انگلیسی، برای اشاره به جنبه نجومی ۶۰ درجه از واژه Sextile استفاده میشود و برای مفهوم هندسی ششگوشه سازی، اصطلاح Hexagonalization کاربرد دارد.
به فارسی
برگردان و معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «ششگوشهسازی»، «ششتایی کردن» و «بخشبندی به شش» است. همخانوادههای آن در زبان عربی مسدس (ششگوشه)، سدس (یکششم) و سداسی (ششتایی) هستند.
در قرآن
این کلمه با این ساختار و صیغه در آیات قرآن کریم وجود ندارد، هرچند کلمات همریشه دیگری از مشتقات عدد ۶ در قرآن دیده میشود.
نماد چیست
در نجوم احکامی و طالعبینی کهن، تسدیس نمادی از یک جنبه مثبت، موافق و «نظر سعد» (خوشیمن) به شمار میرود. این حالت نشاندهنده هماهنگی و دوستی میان دو جرم آسمانی است و در نمودارهای زایچه معمولاً با یک خط پیونددهنده ۶۰ درجه یا نماد ستاره ششپر نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تسدیس
واژه تسدیس از ریشههای کهن زبان عربی است که وارد ادبیات علمی و نجومی زبان فارسی شده است. این کلمه در مفهوم عمومی و هندسی خود به معنی ششگوشه کردن یا تقسیم یک کل به شش قسمت مساوی به کار میرود و با واژگانی چون مسدس و سدس همخانواده است.
بیشترین شهرت این اصطلاح در نجوم قدیم و طالعبینی است؛ جایی که زاویه ۶۰ درجهای میان دو ستاره یا سیاره را تسدیس مینامیدند. منجمان گذشته این زاویه را فالی نیک و نشانهای از دوستی، هماهنگی و انرژیهای مثبت در کائنات میدانستند که بر خلاف مفاهیمی چون تربیع (زاویه ۹۰ درجه) یا مقابله (زاویه ۱۸۰ درجه)، تأثیری خوشیمن و سازنده دارد.