یعنی چه
تمزیق در لغت به معنای تکهتکه کردن، دریدن و فروپاشاندن ساختار یک شیء (بهویژه پارچه و لباس) است. این واژه در معنای انتزاعیتر به گسستن پیوندها، تارومار کردن یک جمعیت یا از هم پاشیدن یک نظام نیز اشاره دارد.
تلفظ
این واژه بر وزن تفعیل تلفظ میشود؛ حرکات آن به صورت فتحتِ تاء، سکونِ ميم، کسرِ زاء و سکونِ قاف است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر تمزیق، پاره کردن، دریدگی و تفریق به عنوان همپوشان یکدیگر کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از واژههایی که به گسستن فیزیکی یا ساختاری اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی است و در مصادر دیگر این زبان نیز مفاهیم مشابهی از جداشدگی و انهدام را افاده میکند.
به فارسی
در زبان فارسی سره و روان، میتوان واژههای «پارهپاره کردن»، «دریدن» یا «تارومار ساختن» را به عنوان جایگزینهای دقیق تمزیق به کار برد.
نماد چیست
این کلمه نماد تصویری یا اصطلاحیِ سنتی در فرهنگ عامه ندارد؛ اما از نظر معنایی، نمادی از فروپاشی پیوندها، گسستهای عمیق اجتماعی یا سیاسی، و متلاشی شدن مادی اجسام به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تمزیق
واژه «تمزیق» مصدری از ریشه عربی «م ز ق» در باب تفعیل است که در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای دریدن، پاره کردن لباس و متلاشی ساختن اجسام تعریف شده است. این کلمه اگرچه به صورت مصدری در قرآن نیامده، اما مشتقات فعلی آن نظیر «مَزَّقْنَاهُمْ» برای توصیف تارومار شدن و متلاشی گشتن جوامع پیشین به کار رفته است.
در کاربردهای جدول و اصطلاحات زبانی، تمزیق یک کلمه ۵ حرفی با بار معناییِ تفریق، تقطیع و گسستگی است. درک مفهوم آن به فهم متون کهن ادبی و آیات قرآنی که به فناپذیری و دگرگونیهای ساختاری اشاره دارند، کمک شایانی میکند.