یعنی چه
این عبارت به معنی «آن را به زمین میزند یا میکوبد» است و در مفهوم کنایی به سرنگون کردن، نابود کردن، متلاشی کردن و از بین بردن اشاره دارد. در ادبیات فلسفی، بهویژه در اشعار خیام، کنایه از مرگ، بیثباتی دنیا و بازگشت انسان به خاک توسط جبر زمانه است.
تلفظ
تلفظ این عبارت فعلی به صورت [بَر زَ مین زَ نَ دَش] (bar zamīn zanad-aš) است که از سه بخش حرف اضافه، اسم و فعل همراه با ضمیر متصل تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این طراحان دقیقاً خود عبارت «بر زمین زندش» با تعداد ۱۰ حرف است و به عنوان کنایه از نابود کردن یا سرنگون کردن به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این عبارت در زبان انگلیسی از اصطلاحات فعلی مرتبط با کوبیدن یا پرتاب کردن چیزی به زمین استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل «صَرَعَ» به معنی به زمین افکندن و ضربه زدن دقیقترین معادل برای رساندن این مفهوم است.
به فارسی
مترادفهای این عبارت در زبان فارسی عبارتند از: به زمین کوفتن، سرنگون کردن، فانی کردن، پرتاب کردن و از بین بردن. متضادهای آن نیز برافراشتن، بلند کردن، احیا کردن و گرامی داشتن است. ریشه این عبارت ترکیبی از «بر» (پهلوی abar)، «زمین» (اوستایی zam-) و فعل «زند» از مصدر زدن (پهلوی zatan) به همراه ضمیر متصل «ش» است.
جمعبندی و توضیح کامل بر زمین زندش
عبارت «بر زمین زندش» یک واژه واحد نیست، بلکه یک ساختار فعلی همراه با ضمیر متصل است که به دلیل کاربرد در شاهکارهای ادبیات فارسی شهرت زیادی دارد. این عبارت بیش از هر چیز یادآور شعر معروف حکیم عمر خیام نیشابوری («این کوزهگر دهر چنین جام لطیف / میسازد و باز بر زمین میزندش») و همچنین شعر کودکانه و معروف «شیر و موش» ایرج میرزا («به هوا برده، به زمین زندش») است.
از نظر معنایی و فلسفی، این عبارت نمادی از مرگ، فانی بودن انسان، جبر زمانه و بیثباتی دنیاست. این استعاره نشان میدهد همان روزگاری که انسان را با تمام ظرافت و زیبایی خلق میکند، در نهایت او را متلاشی کرده و به خاک بازمیگرداند. در ساختار جدول نیز این عبارت ده حرفی، دقیقاً به عنوان مابه ازای اصطلاحات مرتبط با نابودی و زمینگیر کردن شناخته میشود.