یعنی چه
ترکیب «عبیر جیب» یک اصطلاح لغوی مستقل نیست، بلکه یک ترکیب اضافی (مضاف و مضافالیه) شیوا در ادبیات فارسی است. «عَبیر» به معنی عطری گرانبها و ترکیبی (ساختهشده از مشک، زعفران و گلاب) و «جِیب» به معنی گریبان، یقه پیراهن یا سینه است. بنابراین «عبیرِ جیب کردن» به معنای خوشبو و معطر ساختن گریبان و سینه با این عطر فاخر است که در ادبیات کنایه از غرق در پاکی و زیبایی شدن دارد.
تلفظ
این ترکیب به صورت کسرۀ اضافه تلفظ میشود: عَبِیر (با فتح عین و کسر باء) + جَیْب (با فتح جیم و سکون یاء).
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «عبیر جیب» است که از ۷ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این ترکیب به مفهوم معطر کردن یقه یا سینه اشاره دارند.
به فارسی
عبارتهای جایگزین و معادلهای روان فارسی آن شامل «شمیمِ گریبان» و «خوشبو کردن سینه و یقه» است. همخانوادهٔ واژه عبیر «عبیره» و همخانوادهٔ جیب واژه «جُیوب» (جمع آن) است.
در قرآن
خودِ ترکیب «عبیر جیب» در قرآن کریم نیامده است. واژهٔ «عبیر» نیز در قرآن وجود ندارد؛ اما واژهٔ «جیب» به صورت جمع یعنی «جُیوب» یکبار در آیه ۳۱ سورهٔ نور به کار رفته است: «...وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ...» (و باید مقنعههای خود را بر سینه و گریبان خود فرواندازند).
نماد چیست
این ترکیب در ادبیات عرفانی نماد تقدس، پاکی و رفعت مقام عشق است؛ تا جایی که ارزشِ خاکِ پایِ رندان و عاشقان (خاک میکده) بالاتر از عطر حورالعین بهشت تصویر میشود و مایهٔ آبرو و خوشبویی بهشتیان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل عبیر جیب
ترکیب واژگانی «عبیر جیب» از نمونههای زیبای تصویرسازی در شعر کلاسیک فارسی، بهویژه در دیوان حافظ شیرازی است. این عبارت که از دو واژه عربی «عبیر» (عطر آمیخته از مشک و زعفران) و «جیب» (یقه و گریبان) ساخته شده، در ظاهر به معنای معطر کردن لباس و سینه است، اما در متن شعر معنایی بسیار عمیقتر پیدا میکند.
حافظ در غزل شماره ۱۸۸ خود با تعبیری بلند میفرماید که حتی حور خوشبوی بهشتی نیز عظمت و عطر حقیقی خود را زمانی به دست میآورد که خاک میکدهٔ عاشقان را مانند عطر بر گریبان خود (عبیرِ جیب) بنشاند. این تعبیر، ارزش والا و قداست عشق و رندی را در ادبیات عرفانی نشان میدهد که از بهشت و نعمات آن نیز فراتر میرود.