یعنی چه
این ترکیب در زبان فارسی به ویژگیها و رفتارهای وحشیانه، ظالمانه و عاری از انسانیت اشاره دارد. هنگامی که این صفت به یک انسان نسبت داده میشود، منظور این است که او خوی انسانی خود را از دست داده و همانند یک جانور درنده، دست به بیرحمی و قساوت میزند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «صِفَتِ دَدِی» است که در آن واژهٔ صفت با کسره به واژهٔ ددی (با دال مفتوح) متصل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «خوی درندگی» یا «وحشیگری»، عبارت «صفت ددی» به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که به رفتارهای وحشیانه، حیوانی و عاری از شفقت انسانی اشاره دارند، به عنوان معادل این اصطلاح به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، کلماتی که ریشه در مفهوم جانور وحشی (Canavar) یا صفت وحشت و وحشیگری دارند، برای رساندن این معنا استفاده میشوند.
به فارسی
مترادفهای دقیق این عبارت در زبان فارسی شامل واژگانی چون ددمنشی، سبعیت، سنگدلی و ددگی است که همگی بر نبود رأفت و انسانیت دلالت میکنند. در نقطهٔ مقابل، واژههایی مانند آدمیت، انسانیت و مهرورزی متضاد آن هستند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و تمثیلهای سنتی فارسی، حیواناتی مانند گرگ، پلنگ یا شیر درنده به عنوان نمادهای عینی «صفت ددی» شناخته میشوند که به مظلومان و ضعیفان رحم نمیکنند.
جمعبندی و توضیح کامل صفت ددی
عبارت «صفت ددی» از ترکیب دو واژهٔ «صفت» (ویژگی) و «ددی» (منسوب به دد به معنای جانور وحشی و گوشتخوار) تشکیل شده است. این اصطلاح در ادبیات اخلاقی و عرفانی فارسی برای توصیف مرتبهای از وجود انسان به کار میرود که در آن، قوای حیوانی و خشم بر عقل و عاطفه چیره شده و فرد را به سمت رفتارهای ظالمانه، بیرحمی مفرط و پایمال کردن حقوق دیگران سوق میدهد.
در اشعار شاعران بزرگ مانند نظامی گنجوی نیز به این مفهوم اشاره شده است تا تفاوت میان خوی فرشتگی و انسانیت را با خوی حیوانی برجسته کند. شناخت این صفت در نظام اخلاقی گذشته، گامی برای دوری از رذایل و حرکت به سوی کمال و آدمیت بوده است.