معنی
این واژه دو کاربرد و تلفظ اصلی دارد: ۱. مُجاز (به ضم میم) که صفت است و به معنای روا، جایز، قانونی و دارای اجازه مکتوب یا شفاهی میباشد. ۲. مَجاز (به فتح میم) که اسم است و در علوم بلاغی و ادبی به کار رفتن یک کلمه یا عبارت در معنایی غیر از معنای حقیقی و اولیه خود به دلیل وجود یک رابطه یا شباهت گفته میشود.
یعنی چه
در گفتار روزمره وقتی میگوییم کاری مجاز است، یعنی انجام آن منع قانونی و شرعی ندارد و فرد برای آن مأذون است. در اصطلاح ادبی نیز یعنی عبور کردن از معنای ظاهری کلمه و رسیدن به یک مفهوم عمیقتر و تصویری.
مترادف
برای معنای اول (حقوقی و عرفی) واژههایی مانند جایز و مباح به کار میروند و برای معنای دوم (ادبی) کلماتی مثل استعاره و بیان غیرحقیقی مناسب هستند.
متضاد
نقطه مقابل مُجاز در احکام و قوانین، کلماتی نظیر ممنوع و غیرمجاز است. در علم بیان نیز متضاد واژه مَجاز، کلمه «حقیقت» (یعنی استفاده از کلمه در معنی اصلی خود) است.
هم خانواده
این واژهها همگی از نظر ریشه لغوی با یکدیگر در ارتباط هستند و مفهوم گذشتن، روا دانستن یا دادن حق دسترسی را در خود دارند.
ریشه
این کلمه ریشه عربی دارد و از فعل «جازَ / یَجوزُ» به معنی گذشتن و عبور کردن مشتق شده است. به همین دلیل در اصل لغت، مَجاز به معنی «محل عبور» یا «گذرگاه» نیز هست.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه هدف شما اشاره به قانون و رخصت باشد یا آرایههای ادبی زبان انگلیسی، معادلهای متفاوتی وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مجاز
واژه مجاز یکی از کلمات پرکاربرد و کلیدی در زبان فارسی است که دو قلمرو کاملاً متفاوت یعنی «حقوق و عرف» و «ادبیات و بلاغت» را پوشش میدهد. در قلمرو اول، این واژه به شکل صفت (مُجاز) ظاهر میشود و نشاندهنده قانونی بودن، مباح بودن و داشتن اذن برای انجام یک کار است؛ به طوری که در زندگی روزمره بارها با واژههایی مثل فضای مجازی، محدوده مجاز یا سرعت مجاز روبهرو میشویم.
در قلمرو دوم، این واژه به شکل اسم (مَجاز) در برابر «حقیقت» قرار میگیرد و یکی از زیباترین ابزارهای بیانی در ادبیات است. مجاز ادبی به نویسنده و شاعر اجازه میدهد تا با عبور از معنای ظاهری و صریح کلمات، ذهن مخاطب را به چالش بکشد و زیبایی متن را دوچندان کند. ریشه این واژه به مفهوم «عبور کردن» بازمیگردد که به خوبی هر دو معنای گذر از سد قانونی و گذر از معنای ظاهری را توجیه میکند.