یعنی چه
بیزار گشتن در زبان فارسی به معنای به وجود آمدن حس کراهت، تنفر یا دلزدگی شدید از یک امر، رفتار یا شخص است؛ به طوری که فرد تمایل دارد از آن دوری گزیند و رابطه خود را قطع کند. این واژه همچنین در متون کهن به معنی تبرئه شدن یا دست کشیدن و آزاد شدن از تعهد و دین نیز به کار رفته است.
تلفظ
این عبارت فعلی از دو واژهٔ «بیزار» (bīzār) و فعل «گشتن» (gaštan) به معنی شدن تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «بیزار گشتن» به عنوان یک پاسخ ۹ حرفی برای راهنماهایی چون «متنفر شدن» یا «دلزده شدن» شناخته میشود.
به انگلیسی
برای بیان این حالت روحی در زبان انگلیسی از افعال و عبارات فوق استفاده میشود که نشاندهنده اوج دلزدگی و تنفر است.
به عربی
فعل «تبرأ» در زبان عربی مفهوم بیزاری و تبری جستن را میرساند که در ترجمههای کهن قرآن (مانند آیه ۱۱۴ سوره توبه) دقیقاً به «بیزار گشتن» برگردانده شده است.
نماد چیست
عبارت «بیزار گشتن» یک ترکیب فعلی برای توصیف یک حالت روانی، عاطفی و رفتاری در انسان است؛ به همین دلیل، نماد مادی، باستانی یا نشانهٔ فیزیکی خاصی در فرهنگها برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل بیزار گشتن
عبارت «بیزار گشتن» یک ترکیب فعلی اصیل در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «بی» و واژه «زار» (به معنی بند و تعهد) ریشه گرفته است. این واژه در ابتدای پیدایش خود به معنای رها شدن از قید، بند یا دین به کار میرفته، اما به مرور زمان تغییر معنایی یافته و امروزه به معنای متنفر شدن، دلزدگی شدید و رویگردان شدن از یک چیز یا شخص استفاده میشود.
این مفهوم عمیق در ادبیات فارسی و ترجمههای کهن قرآنی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در برگردان فعل عربی «تبرأ» (مانند اعلام برائت حضرت ابراهیم از دشمنان خدا)، از عبارت بیزار گشتن استفاده شده است که نشاندهنده قطع پیوند عاطفی یا عملی با یک جریان یا فرد است.
در کاربردهای مدرن و حل جدول، این عبارت ۹ حرفی مترادفهایی همچون منزجر شدن، وازده شدن و تبری جستن دارد و نقطه مقابل مفاهیمی چون راغب شدن، مشتاق شدن و دل بستن قرار میگیرد.