یعنی چه
امری شیرازی تخلص شعری «شیخ ابوالقاسم محمد امری شیرازی» است. او عالم، صوفی و سخنوری دگراندیش در دوره صفویه بود که به اتهام کفر و پیروی از فرقه نقطویه، ابتدا به دستور شاه طهماسب اول نابینا و زندانی شد و سرانجام در سال ۹۹۹ هجری قمری توسط عوام در شیراز به قتل رسید. او دیوان اشعار و رسالاتی در علم اعداد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این نام خاص به صورت «اَمْری شْیرازی» (Amri-ye Shirāzi) است که «امری» تخلص او و «شیرازی» منسوب به زادگاهش است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این عبارت دقیقاً ۱۰ حرف دارد و به عنوان پاسخ پرسشهایی چون «شاعر نابینای عهد صفوی» یا «شاعر نقطوی مقتول عصر صفویه» به کار میرود.
به انگلیسی
به عنوان یک اسم خاص، برگردان این نام در زبانهای خارجی بر اساس آوانگاری صورت میگیرد.
به فارسی
این عبارت اسم خاص است و معادل واژگانی در فارسی ندارد، اما ریشه کلمه «امری» از «امر» عربی به همراه یای نسبت فارسی تشکیل شده و «شیرازی» نیز اشاره به هویت جغرافیایی او دارد. همخانوادههای بخش امری شامل امر، امیر، مأمور و اوامر هستند.
در قرآن
ترکیب اسمی «امری شیرازی» در قرآن وجود ندارد، اما ریشه عربی تخلص او یعنی «أمر» (فرمان و ملکوت) به وفور در آیات قرآن کریم به کار رفته است؛ مانند آیه ۵۴ سوره اعراف: «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ».
نماد چیست
در تاریخ ادبیات و تصوف ایران، امری شیرازی نمادی از شاعران مکفّر (تکفیرشده) و سرکوب مذهبی دگراندیشان در دوران صفویه است. او همچنین نمونهای بارز از سخنوران نابینا اما روشنبین به شمار میرود که علیرغم نابینایی، آثار ارزشمندی خلق کرد.
جمعبندی و توضیح کامل امری شیرازی
شیخ ابوالقاسم محمد امری شیرازی یکی از چهرههای سوگوار و در عین حال برجسته تاریخ ادبیات و تصوف ایران در عصر صفوی است. او که به علم اعداد، تصوف و مذهب نقطوی گرایش داشت، قربانی تعصبات مذهبی زمانه خود شد. شاه طهماسب صفوی ابتدا دستور داد چشمهای او را میل بکشند و نابینا کنند و او را به بند بکشند، اما او حتی در دوران نابینایی نیز به سرودن شعر و پایداری بر اندیشههایش ادامه داد و اشعار تاثیرگذاری خطاب به شاه سرود.
سرانجامِ تلخ این شاعر در سال ۹۹۹ هجری قمری رقم خورد، جایی که در جریان شورشهای عامه و تحریکات مذهبی در شیراز به طرز فجیعی به قتل رسید. امروزه نام او در تاریخ به عنوان نمادی از تفتیش عقاید و مظلومیت جریانهای فکری دگراندیش ثبت شده و دیوان اشعارش سندی بر قریحه سرشار او در عین نابینایی است.