یعنی چه
این واژه در لغتنامهها به معنای رها شدن باد شکم به صورت مخفیانه و بیصدا (که معمولاً بوی بسیار ناخوشایندی دارد) آمده است. همچنین در ریشههای دیگر عربی، به معانی ثانویهای مانند دریدن جامه یا زدن با چوبدستی بر پشت کسی نیز اشاره شده است. با توجه به ماهیت کلمه، تعریف آن کاملاً کلاسیک و دانشنامهای است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «فَساء» است. نباید این کلمه را با نام شهر «فَسا» در استان فارس که ریشهای ایرانی و پهلوی دارد، اشتباه گرفت.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر طراح به دنبال واژهای ۴ حرفی برای باد شکم بیصدا باشد، پاسخ دقیق آن «فساء» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره دقیق به این پدیده فیزیولوژیک بدون صدا، از اصطلاحات پزشکی و عامیانه فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد مشتق شده است. واژه جُشاء (آروغ) نیز گاهی به عنوان تقابل فیزیولوژیک آن ذکر میشود.
به فارسی
در زبان فارسی عامیانه و کهن، معادلهایی همچون ضرط بیصدا، تیز بیبانگ و گند برای توصیف این حالت به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل فساء
واژه «فساء» یک کلمه اصالتاً عربی است که به فرهنگ لغات فارسی (مانند لغتنامه دهخدا) راه یافته است. این کلمه از نظر فیزیولوژیک به معنای خارج شدن باد شکم بدون ایجاد صدا ولی همراه با بوی ناخوشایند و گند است. در ریشهیابی ثانویه لغوی، به معنای پاره کردن لباس نیز کاربرد دارد، اما کاربرد اصلی آن همان معنای نخست است.
نکته حائز اهمیت در بررسی این واژه، تمایز املایی و معنایی آن با موارد مشابه است. این کلمه نباید با شهر «فَسا» در استان فارس که نامی کاملاً ایرانی و باستانی (پسا) دارد اشتباه شود؛ همچنین با واژه «کساء» به معنی عبا و جامه تفاوتی ساختاری دارد. این کلمه در متن قرآن کریم به کار نرفته است.