یعنی چه
در اصطلاح حقوقی و فقهی، ذات عقد به ماهیت، حقیقت و عنصر بنیادین یک قرارداد اشاره دارد. این مفهوم معمولاً در عبارت «مقتضای ذات عقد» به کار میرود و دلالت بر اثری دارد که هدف اصلی قرارداد را تشکیل میدهد؛ به طوری که اگر آن اثر را از عقد حذف کنیم، قرارداد دیگر وجود خارجی و معنایی نخواهد داشت. برای مثال، هدف اصلی و ذاتِ عقدِ خرید و فروش (بیع)، انتقال مالکیت کالا به خریدار است.
تلفظ
این عبارت به صورت [ذاتِ عَقْـد] تلفظ میشود که «ذات» به معنای ماهیت و «عقد» به معنای پیمان و گره است.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای این مفهوم، خود واژه «ذات عقد» است که از ۶ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در متون حقوقی بینالمللی و انگلیسی، برای اشاره به این مفهوم از عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در فقه اسلامی دارد و در زبان عربی به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این اصطلاح شامل «جوهره قرارداد»، «اثر اصلی عقد»، «بنیاد پیمان» و «ارکان اصلی عقد» است.
در قرآن
خود عبارت ترکیبی «ذات عقد» به صورت مستقیم در قرآن نیامده است، اما اصل واژه «عقد» در آیه اول سوره مائده آمده که بر لزوم وفاداری به پیمانها تاکید میکند و پایهای برای مباحث فقهی عقود است.
جمعبندی و توضیح کامل ذات عقد
ذات عقد در دانش حقوق و فقه، حکم اسکلت و ستون اصلی یک توافق را دارد. هر قراردادی برای شکلگیری، یک هدف نهایی و جوهرهٔ اصلی دارد که به آن مقتضای ذات عقد میگویند. به عنوان نمونه، ذاتِ عقدِ اجاره، انتقال حق استفاده از منافع یک ملک یا کالا به مستأجر است؛ بنابراین طرفین نمیتوانند قراردادی تحت عنوان اجاره ببندند اما شرط کنند که مستأجر حق استفاده از آن مال را ندارد.
بر اساس قوانین مدنی، اگر در قراردادی شرطی گنجانده شود که با ذات و ماهیت آن عقد در تضاد باشد، آن شرط نه تنها خودش باطل است، بلکه کل قرارداد را نیز خراب و باطل میکند. این نوع شروط در اصطلاح حقوقی «شرط مبطل» نامیده میشوند، چرا که توافق را از مسیر اصلی و ماهیت واقعیاش خارج میکنند.