یعنی چه
واژه مشقوق به معنی هر چیزی است که دچار انشقاق، پارگی یا شکاف شده و به دو یا چند قسمت تقسیم شده باشد. این کلمه به عنوان صفت مفعولی برای توصیف اشیا یا پدیدههای شکافتهشده به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت مَشْقُوق (با فتح م، سکون ش و ضمه ق اول) تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه مشقوق به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل شکافته، دوتکه شده یا دریده استفاده میشود که خود واژه مشقوق ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، از معادلهای متفاوتی برای رساندن مفهوم شکافته یا دوتکه شدن استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و اسم مفعول از ریشه «ش-ق-ق» است و در زبان مبدا نیز به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
برگردانهای دقیق و سره این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون شکافته، چاکخورده، گسیخته و دوتکه شده است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و متون کهن، مشقوق شدن یا انشقاق میتواند نمادی از گسستن پردههای ظاهری و مادی برای رسیدن به حقیقت مطلق، یا مفهوم فنا و فروپاشی منِ ذهنی باشد؛ همانطور که معجزه شقالقمر یا انشقاق آسمان در قیامت نشانه دگرگونی عظیم است.
جمعبندی و توضیح کامل مشقوق
واژه مشقوق یک صفت مفعولی با ریشه عربی (ش-ق-ق) است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه در لغت به معنای هر چیزی است که دچار پارگی، شکاف یا انشقاق شده و یکپارچگی خود را از دست داده باشد.
اگرچه خود این لفظ به صورت عیناً مکرر در متن قرآن نیامده، اما همخانوادههای سرشناس آن مانند انشقاق، شقالقمر و شقاق کاربرد فراوانی دارند. در متون ادبی نیز این واژه به زیبایی برای توصیف گسستن از مظاهر مادی و رسیدن به مغز حقیقت به کار رفته است.