معنی
وحش در اصل به معنای هر موجود جانوری، اعم از درنده و غیردرنده است که در دشت و بیابان زندگی میکند، رامنشده است و با انسان الفت و انس نمیگیرد. این واژه در برابر حیوانات اهلی و خانگی قرار دارد.
یعنی چه
در مفهوم عامتر، این واژه به معنای حالت دوری از اجتماع، تنهایی، بیگانگی با تمدن و مهارناپذیری است. به هر حیوان یا حالتی که از چارچوب رام بودن و دستآموز بودن خارج باشد، وحش میگویند.
مترادف
واژههایی مانند دد و جانور بیشترین شباهت معنایی را در زبان فارسی با این کلمه دارند.
متضاد
این کلمه در تقابل مستقیم با مفهوم انس، انسان و موجودات رام و خانگی قرار میگیرد.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (و ح ش) مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه ریشه عربی دارد و از واژه ثلاثی مجرد «وحش» وارد زبان فارسی شده است. در ریشه اصلی علاوه بر معنای حیوان رمنده، به مفاهیمی نظیر تنهایی، بیگانگی و حتی گرسنگی شدید نیز دلالت دارد.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن از اصطلاحات مربوط به حیات وحش و جانوران غیر اهلی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل وحش
واژه «وحش» یک لغت اصیل با ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده و در معنای پایه خود به جانوران بیابانی، مهارناپذیر و غیر اهلی اشاره دارد که با انسان مأنوس نمیشوند. این واژه در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در قرآن کریم (سوره تکویر) به صورت جمع («الوحوش») به کار رفته و به حشر و بازخواست این جانوران در روز قیامت اشاره میکند.
از منظر فرهنگی و نمادین، وحش نماینده طبیعت رامنشده، غریزه سرکش، دوری از تمدن و بیگانگی با اجتماع انسانی است. در ادبیات عرفانی نیز گاهی این واژه به عنوان نمادی از نفس اماره و ابعاد کنترلنشده وجود انسان به کار میرود که نیازمند رام شدن و تربیت اخلاقی است.