معنی
تعلل در لغت به معنای دستدست کردن، معطل کردن و سستی ورزیدن در انجام یک امر است. این واژه زمانی به کار میرود که فرد به جای انجام دادن بهموقع کار، آن را به آینده موکول کند یا با بهانهتراشی از زیر بار مسئولیت طفره برود.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی در کاری تعلل میکند، یعنی آن کار را با کندی، سستی و بیمیلی پیش میبرد و تمایلی به تمام کردنش در زمان مشخص ندارد؛ به عبارت دیگر، زمان را هدر میدهد و دفعالوقت میکند.
مترادف
واژههایی مانند اهمال و مسامحه به جنبهٔ سهلانگاری آن اشاره دارند، در حالی که مماطله و تسویف بیشتر مفهوم امروز و فردا کردن و زمانکشی را میرسانند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ع-ل-ل» مشتق شدهاند و با مفاهیمی چون سبب، بیماری، یا آوردن دلیل و برهان در ارتباط هستند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. اصل معنایی آن در زبان مبدأ به «علت آوردن، بهانه ساختن و سرگرم شدن به چیزی برای غفلت از کار اصلی» بازمیگردد.
تلفظ
این کلمه با فتح تاء و عین، و ضمه و تشدید روی لام اول تلفظ میشود. در زبان عامیانه گاهی تشدید آن رعایت نمیشود، اما تلفظ صحیح و فصیح آن همراه با تشدید است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند «درنگ»، «دست دست کردن»، «سستی در کار» یا «بهانهجویی» به عنوان راهنما آمده و پاسخ چهار حرفی آن «تعلل» است.
به انگلیسی
در روانشناسی و ادبیات مدرن انگلیسی، واژه procrastination دقیقترین معادل برای حالت روانی و رفتاری تعلل است.
به عربی
گرچه خود واژه تعلل در عربی وجود دارد، اما برای رساندن این مفهوم رفتاری در زبان عربی معاصر، بیشتر از واژههای تسویف و مماطله استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این کلمه شامل «درنگکاری»، «امروز و فردا کردن» و در متون تخصصیتر «پسافکنی» (به معنای به آینده افکندن کار) است.
جمعبندی و توضیح کامل تعلل
تعلل در فرهنگ لغات و تعاملات روزمره، به معنای درنگ، سستی و امروز و فردا کردن در انجام وظایف و کارهای ضروری است. این واژه ریشه در زبان عربی دارد و ساختار آن نشاندهنده فرایندی است که در آن فرد با آوردن عذر و بهانههای گوناگون، از مواجهه با کار اصلی طفره میرود و خود را به امور فرعی سرگرم میکند تا زمان بگذرد.
از نظر روانشناسی و اخلاقی، تعلل تنها یک تنبلی ساده نیست، بلکه نوعی مکانیزم دفاعی نامناسب برای فرار از اضطراب یا خستگی ناشی از کارهاست. این پدیده معمولاً با مفاهیمی مثل اهمالکاری و تسویف همپوشانی دارد و در ادبیات اخلاقی و رفتاری، به عنوان یک ویژگی منفی که مانع پیشرفت و بهرهوری فردی میشود، مورد نکوهش قرار گرفته است.