معنی
در زبان فارسی، وسع به توانایی مادی یا معنوی فرد برای انجام دادن یا تحمل کاری اشاره دارد. همچنین به معنای فراخی، وسعت و گنجایش نیز به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگویند «در وسع من نیست»، یعنی انجام آن کار از عهده، توان مالی، یا ظرفیت جسمی و روحی فرد خارج است. این کلمه مرز توانایی و استطاعت انسان را مشخص میکند.
مترادف
واژههایی مانند استطاعت و تمکن بیشتر در ابعاد مالی، و کلماتی چون طاقت و ظرفیت در ابعاد جسمی و روحی با وسع همپوشانی دارند.
متضاد
مهمترین متضادهای این واژه در معنای قدرتی «عجز و ناتوانی» و در معنای فضایی و مادی «تنگی و فقر» هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی مجرد (و س ع) مشتق شدهاند و مفهوم گستردگی و فراخی را در خود دارند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «و س ع» گرفته شده است. مفهوم اصلی این ریشه در زبان عربی، گستردن، ظرفیت داشتن و دربرگرفتن است که در کاربردهای قرآنی نیز به توان انسان و احاطه قدرت الهی اشاره دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «توان و طاقت»، «استطاعت مالی» یا «گنجایش»، کلمه ۳ حرفی «وسع» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای ترجمه وسع میتوان از واژههایی که نشاندهنده توانایی فردی یا تمکن مالی هستند استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل وسع
واژه «وسع» اصالتاً ریشهای عربی دارد و در مفهوم کلان خود به معنای گستردگی، فراخی و ظرفیت داشتن است. هنگامی که این واژه وارد زبان فارسی شده، بیشتر جنبه کاربردیِ «توانایی، طاقت و استطاعت مادی یا معنوی» انسان را به خود گرفته است. به این ترتیب، وسع مرز و محدوده دارایی، توان جسمی یا کشش روحی یک فرد را در مواجهه با امور مختلف زندگی نشان میدهد.
این کلمه در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در آیه مشهور «لا یکلّف الله نفساً إلّا وسعها» به عنوان یک اصل بنیادین مطرح شده است. این آیه تاکید میکند که تکالیف الهی و انتظارات، دقیقاً منطبق بر میزان توانایی و ظرفیت وجودی انسانهاست و هیچگاه باری بیش از حد طاقت بر دوش کسی گذاشته نمیشود.
در مجموع، وسع منعکسکننده تعادل میان توان درونی و فشارهای بیرونی است. در کاربردهای روزمره فارسی نیز وقتی از واژههایی مانند «باوسع» یا «بیوسع» استفاده میشود، مستقیماً به داشتن یا نداشتن تمکن مالی و قدرت انجام کارها اشاره دارد.