یعنی چه
حیث التفاتی به ویژگیِ منحصربهفردِ حالات ذهنی (مانند باور، تفکر، امید، یا ترس) اشاره دارد که بر اساس آن، ذهن همواره «دربارهٔ چیزی» یا «رو به سوی چیزی» است. به زبان ساده، شما نمیتوانید فقط «بیندیشید»، بلکه باید «به چیزی» بیندیشید؛ نمیتوانید فقط «بترسید»، بلکه باید «از چیزی» بترسید. این ویژگی نشانه و ممیزهٔ اصلی پدیدههای ذهنی از پدیدههای مادی و فیزیکی است.
تلفظ
این اصطلاح به صورت «حَیثُ التِّفاتی» یا «حَیثُ تَّـلَـفُّـتاتی» تلفظ میشود که ترکیبی از دو واژه عربی حیث و التفات است.
در جدول
پاسخ اصلی در جدول برای این مفهوم «حیث التفاتی» (۱۰ حرف) است. واژههای جایگزین و مرتبط دیگر شامل «قصدمندی» و «قصدیت» هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل دقیق آن Intentionality است. همچنین در زبان عربی به آن القصدية یا الحيثية الالتفاتية گفته میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و سره پیشنهاد شده برای این اصطلاح فلسفی شامل واژههای «اَفمانِش»، «قصدمندی»، «قصدیت» و «دربارهبودگی» (Aboutness) است.
در قرآن
عبارت ترکیبی و فلسفی «حیث التفاتی» به این شکل اصطلاحی در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشهٔ آن یعنی «لفت» و «التفات» به معنی روی گرداندن یا توجه کردن، در چند آیه از جمله آیه ۸۱ سوره هود («...وَلَا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ...») و آیه ۷۸ سوره یونس به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل حیث التفاتی
حیث التفاتی یکی از بنیادیترین و کلیدیترین اصطلاحات در فلسفه ذهن، پدیدارشناسی و معرفتشناسی است. این مفهوم به ما نشان میدهد که آگاهی انسان هیچگاه یک ظرف خالی یا یک پدیده خنثی نیست، بلکه ذهن همیشه گرایش و جهتگیری مشخصی به سمت یک ابژه، هدف یا موضوع بیرونی و درونی دارد؛ به طوری که تمام افکار، احساسات و باورهای ما لزوماً متوجه چیزی هستند.
ریشه تاریخی این اصطلاح به فیلسوفان مسلمان مانند ابنسینا و فارابی برمیگردد که بعدها در قرون وسطی توسط فیلسوفان مدرسی وام گرفته شد و در نهایت در فلسفه مدرن توسط فرانتس برنتانو و ادموند هوسرل احیا گردید. نماد بصری این مفهوم یک «پیکان یا فلش» است که نشاندهنده نشانهرویِ ذهن از درون به سمت یک هدف مشخص است و مرز میان جهان مادی و جهان آگاهی را تبیین میکند.