یعنی چه
در لغت به معنی کسی است که دهانش شکافته یا پاره شده باشد، اما در اصطلاح کنایی به فرد هرزهگوی، فحاش، بیشرم و بیحیا در گفتار اطلاق میشود؛ کسی که رازدار نیست و بدون رعایت آداب و رسوم، هر چه به زبانش بیاید میگوید.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [دَ هَ نْ دَ ری دَ] (dahan-darīdeh) است که از ترکیب «دهن» (مخفف دهان) و «دریده» (صفت مفعولی از دریدن) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «دهندریده» معمولاً خود کلمه با ۸ حرف است یا اصطلاحاتی چون فحاش، وقیح و هرزهدرا به کار میرود.
به انگلیسی
برای معادلسازی این اصطلاح کنایی در زبان انگلیسی از واژههایی استفاده میشود که بر بدزبانی، گستاخی و بیشرمی در گفتار دلالت دارند.
به فارسی
از واژهها و کنایههای مترادف آن در زبان فارسی میتوان به بدزبان، هرزهدرا، فحاش، وقیح، بیچشمورو، لِفتِدهن، دهانلق و بیشرم اشاره کرد. در مقابل، واژههای مبادی آداب، باحیا، سلیمالنفس، کمگو و رازدار متضاد آن هستند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، «گل سرخ» یا «غنچهٔ باز شده» و همچنین «پسته» به دلیل داشتن شکاف یا باز بودن بیش از حد، گاهی به عنوان تشبیه و نماد ادبی برای فرد دهندریده و افشاگر به کار رفتهاند؛ چنانکه ظهیر فاریابی میگوید: «از غنچهٔ بسته لب نیاید این کار / گل بود دهندریده، هم گل گفتهست».
جمعبندی و توضیح کامل دهن دریده
اصطلاح «دهندریده» یک ترکیب صفت مرکب کنایی و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب واژههای دهن (دهان) و دریده (از مصدر دریدن) شکل گرفته است. این واژه در فرهنگهای معتبر فارسی نظیر دهخدا، معین و عمید به معنای فردی بیحیا، فحاش و هرزهگو یاد شده است که آداب سخن گفتن را رعایت نمیکند و راز نگهدار نیست.
در ادبیات فارسی، این واژه بر خلاف بار منفی عامیانهاش، گاهی در تشبیهات ظریف م ملموس برای گلهای کاملاً شکفته یا غنچههای باز شده به کار رفته است. همچنین در مفاهیم قرآنی و اخلاقی، معادلهای عربی آن مانند «عُتُلّ» (بدزبان) یا مفهوم نهی از بلند کردن صدا به بدگویی بررسی میشود تا زشتی این صفت رفتاری را نمایان کند.