یعنی چه
عبل در لغت به معنای ضخیم، ستبر، کلان و درشتجثه است. این واژه هنگامی که به عنوان صفت برای اندام انسان یا حیوان (مانند اسب) به کار میرود، به نیرومندی و پر گوشت بودن آن اشاره دارد. همچنین در گیاهشناسی به برگهای باریک، دراز و تافتهٔ برخی درختان مانند گز گفته میشود.
تلفظ
این واژه در متون و لغتنامههای کهن با فتح عین و فتح باء (عَبَل) یا فتح عین و کسر باء (عَبِل) خوانده و تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «ستبر و ضخیم»، «برگ درخت گز» یا «درشتجثه»، واژه سه حرفی «عبل» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ستبری، حجیم بودن و درشتی از واژگانی چون Thick یا Stout استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ریشه کلمه عربی است، مترادفهای همرده آن در زبان عربی شامل ضخم و جسیم برای توصیف اشیاء یا اندامهای بزرگ و ستبر میباشند.
به فارسی
برگردانها و برابرهای دقیق فارسی این واژه عبارتند از: ستبر، درشت، گندهاندام، کلان، کلفت و زمخت.
نماد چیست
واژه عبل یک صفت و اسم توصیفی صریح است و در فرهنگ، اساطیر یا ادبیات فارسی و عربی به عنوان نماد نمادین برای مفهوم خاصی شناخته نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل عبل
واژه «عبل» یک صفت و اسم اصیل با ریشه عربی (ثلاثی مجرد) است که به متون کهن و لغتنامههای فارسی راه یافته است. این واژه در نقش صفتی برای اشاره به زمختی، ستبری، کلانی و درشت بودن اندامها یا اشیاء گوناگون به کار میرود؛ به عنوان مثال در عبارات عربی به اسبی با پاهای نیرومند و ضخیم، «عبل الشوی» میگویند.
این کلمه علاوه بر کاربرد صفتی، در حوزه گیاهشناسی قدیم نیز کاربرد داشته و به برگهای باریک، دراز و پیچوتابخورده درختانی نظیر گز و ارطی یا برگهای نوبرآمده و ریختهشده اطلاق میشده است. متضادهای این کلمه واژههایی مانند نحیف، لاغر و دقیق (به معنای باریک) هستند.
در مجموع، عبل واژهای کمکاربرد در زبان عامیانه امروز اما ارزشمند در متون ادبی و لغتنامههای کلاسیک است که در کاربردهای جدولی نیز به عنوان یک کلمه سه حرفی با معنای ستبر و ضخیم مورد توجه طراحان قرار میگیرد.