یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی به معنای حکمِ چرخ فلک، بازی زمانه و رویدادهایی است که خارج از کنترل و اراده انسان رخ میدهند. ترکیبی است از «قضا» (واژه عربی به معنی حکم و تقدیر) و «روزگار» (واژه پهلوی به معنی زمانه).
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً ۱۰ حرف دارد. از مترادفهای کوتاهتر آن مثل تقدیر، سرنوشت و بخت نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
برای بیان این اصطلاح در انگلیسی، عبارت Irony of fate دقیقترین معادل اصطلاحی محسوب میشود.
به عربی
در زبان عربی از ترکیب قضاء الدهر برای رساندن مفهوم حوادث زمانه استفاده میشود.
در قرآن
خود این ترکیب اصطلاحی در قرآن وجود ندارد؛ اما واژه «قضاء» به تنهایی به معنای حکم حتمی الهی و فرمان (مانند آیه وَقَضَى رَبُّكَ...) به کار رفته و مفهوم روزگار نیز با واژههایی چون الدهر یا الایام یاد شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و کهن فارسی، قضای روزگار را با نمادهایی چون چرخ فلک، گردون، زمانه غدار یا گردش تاس تختهنرد نشان میدهند که بدون اراده و اختیار انسان میچرخند و بازیهای گوناگونی رقم میزنند.
جمعبندی و توضیح کامل قضای روزگار
اصطلاح «قضای روزگار» یکی از ترکیبات کنایی و استعاری زیبای زبان فارسی است که از پیوند یک واژه عربی (قضا) و یک واژه اصیل پهلوی (روزگار) پدید آمده است. این عبارت عموماً زمانی به کار میرود که سخنگو میخواهد بر ناگزیر بودن یک اتفاق، نقش تقدیر یا رویدادهای غیرمنتظرهای که خارج از اراده و برنامهریزی انسان رخ دادهاند، تأکید کند.
در فرهنگ و ادبیات ایرانی، این مفهوم با نوعی نگاه جهانشناختی آمیخته است که در آن جهان مادی یا همان چرخ فلک، دگرگونیهای پیشبینینشدهای را برای انسانها رقم میزند. اگرچه در نگاه فلسفی و دینی با مفاهیمی چون قضا و قدر الهی همپوشانی دارد، اما در زبان عامه و ادبی بیشتر بار معناییِ «بازی زمانه» و «اتفاقات روزگار» را دوش میکشد.